take it


1- فکر کردن، پنداشتن، تصور کردن، 2- تحمل کردن، تاب آوردن
شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• accept, think, understand; stand for

پیشنهاد کاربران

آن را بگیر
قبول کردن
برداشتن
پذیرفتن انتقاد
He's good at criticizing others but can't take it himself
به دست آوردن
a. to assume; believe
قبول کردن، باور کردن
مثال:
I take it you'll be back later

. b. to stand up to or endure criticism, abuse, harsh treatment, etc
تحمل کردن
مثال:
. I can’t take it when the weather is so hot

یقین داشتن
We can't just stay here and take it

نمیشه که همینجا بایستیم و هیچ کاری نکنیم /هیچی نگیم و بگذاریم هر چی میخوان بهمون بگن.
استفاده کردن
پذیرفتن
تحمل کردن، تاب آوردن
I just can't take it any more
دیگه نمیتونم تحمل کنم/تاب بیارم
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما