take it


1- فکر کردن، پنداشتن، تصور کردن، 2- تحمل کردن، تاب آوردن

انگلیسی به انگلیسی

• accept, think, understand; stand for

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• بگیرش
• قبول کن
• تحمل کن
• بفهم
• حدس بزن
🔸 مثال ها:
• ( دریافت ) Take it, it's yours.
بگیرش، مال خودته.
• ( پذیرش ) The salary isn't great, but I'll take it.
...
[مشاهده متن کامل]

حقوق عالی نیست، اما قبول می کنم.
• ( تحمل ) The noise is driving me crazy. I can't take it anymore!
این سروصدا داره دیوونم می کنه. دیگه طاقت ندارم!
• ( فرض ) I take it you've already eaten?
حدس می زنم قبلاً غذا خوردی؟
• ( اصطلاحی ) Take it easy! You've been working too hard.
سخت نگیر! زیادی کار کردی.
• ( اصطلاحی ) The price is $500. Take it or leave it.
قیمتش ۵۰۰ دلاره. همین است و بس.

پذیرفتن . قبول کردن
. when my friend tried to tempt me with an offer , I took it
وقتی دوستانم تلاش کردن مرا با پیشنهادی وسوسه کنند آنرا پذیرفتم.
منبع 504 واژه ضروری
تحمل کردن، تاب آوردن
I just can't take it any more
دیگه نمیتونم تحمل کنم/تاب بیارم
پذیرفتن
استفاده کردن
We can't just stay here and take it
نمیشه که همینجا بایستیم و هیچ کاری نکنیم /هیچی نگیم و بگذاریم هر چی میخوان بهمون بگن.
یقین داشتن
a. to assume; believe
قبول کردن، باور کردن
مثال:
I take it you'll be back later
. b. to stand up to or endure criticism, abuse, harsh treatment, etc
تحمل کردن
مثال:
. I can’t take it when the weather is so hot

به دست آوردن
پذیرفتن انتقاد
He's good at criticizing others but can't take it himself
برداشتن
قبول کردن
آن را بگیر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)