take fall

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• تقصیر را گردن گرفتن
• گناه را پذیرفتن
🔸 مثال ها:
( محافظت از دیگران ) He wasn't the one who broke the window, but he took the fall for his little brother.
او نبود که پنجره را شکست، اما برای برادر کوچکش تقصیر را گردن گرفت.
...
[مشاهده متن کامل]

( سیاسی ) The advisor took the fall for the president's failed policy.
مشاور برای سیاست شکست خورده رئیس جمهور مسئولیت را پذیرفت.
( فیلم ) In the movie, the loyal friend takes the fall and goes to prison.
در فیلم، دوست وفادار گناه را گردن می گیرد و به زندان می رود.
( کاری ) The entire project failed, but only the intern took the fall.
کل پروژه شکست خورد، اما فقط کارآموز کیفرهارا کشید.