کلکش را کندن، رفع و رجوع کردن، سر و سامان دادن یا از پیشِ رو برداشتن یک مشکل یا فرد مزاحم.
این عبارت نشان می دهد که شما مسئولیت حل یک موضوع را به عهده می گیرید تا دیگران نگران نباشند ( گاهی با روش های غیرقانونی یا زیرکانه ) .
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
۱. Don't worry about the noisy neighbor; I will take care of it.
( نگران همسایه پر سر و صدا نباش؛ من او را سر جایش می نشانم. )
۲. Leave the paperwork to me, I will take care of it.
( کاغذبازی ها را به من بسپار، من آن را رفع و رجوع می کنم. )
۳. We have a problem with the rival gang, but our boss will take care of it.
( ما با باند رقیب مشکلی داریم، اما رئیس ما کلکش را می کند. )
این عبارت نشان می دهد که شما مسئولیت حل یک موضوع را به عهده می گیرید تا دیگران نگران نباشند ( گاهی با روش های غیرقانونی یا زیرکانه ) .
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
( نگران همسایه پر سر و صدا نباش؛ من او را سر جایش می نشانم. )
( کاغذبازی ها را به من بسپار، من آن را رفع و رجوع می کنم. )
( ما با باند رقیب مشکلی داریم، اما رئیس ما کلکش را می کند. )
کفایت کردن
وقتی میرید رستوران، بعد از آوردن صورت حساب اگه می خواستید کسی رو مهمون کنید میتونید ازش استفاده کنید.
Come on, it’s your birthday – let me take care of this.
یعنی قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.
۱. ازش مراقبت کن
۲. مشکل رو حل می کنه ( does the trick )
۲. مشکل رو حل می کنه ( does the trick )
حل اش کُن، ردیف اش کن
گاهی مواقع هم معنی به قتل رساندن یا کشتن می دهد
گاهی مواقع هم معنی به قتل رساندن یا کشتن می دهد
ترتیبش رو بده
محاوره ) به عهده گرفتن، انجام دادن، مواظبت کردن
توجه کن
Sometimes that take care of it
بعضی اوقات به این توجه کن
بعضی اوقات به این توجه کن