🔸 معادل فارسی:
• ( فیزیکی ) مشت زدن به، با مشت حمله کردن به
• ( اصطلاحی ) سعی خود را کردن برای، دست به کاری زدن
• ( انتقادی ) مورد انتقاد قرار دادن، حمله کلامی کردن
🔸 مثال ها:
( فیزیکی ) He was so angry that I thought he was going to take a swing at me.
... [مشاهده متن کامل]
آن قدر عصبانی بود که فکر کردم می خواهد به من مشت بزند.
( ورزشی ) The player took a swing at the ball and hit it out of the park.
بازیکن به توپ ضربه زد و آن را بیرون از زمین فرستاد.
( تلاش ) I don't know much about fixing cars, but I'll take a swing at it.
چیز زیادی از تعمیر ماشین نمی دونم، اما یه تلاشی می کنم.
( انتقادی ) The journalist took a swing at the government's new policy.
روزنامه نگار به سیاست جدید دولت حمله کرد.
• ( فیزیکی ) مشت زدن به، با مشت حمله کردن به
• ( اصطلاحی ) سعی خود را کردن برای، دست به کاری زدن
• ( انتقادی ) مورد انتقاد قرار دادن، حمله کلامی کردن
🔸 مثال ها:
( فیزیکی ) He was so angry that I thought he was going to take a swing at me.
... [مشاهده متن کامل]
آن قدر عصبانی بود که فکر کردم می خواهد به من مشت بزند.
( ورزشی ) The player took a swing at the ball and hit it out of the park.
بازیکن به توپ ضربه زد و آن را بیرون از زمین فرستاد.
( تلاش ) I don't know much about fixing cars, but I'll take a swing at it.
چیز زیادی از تعمیر ماشین نمی دونم، اما یه تلاشی می کنم.
( انتقادی ) The journalist took a swing at the government's new policy.
روزنامه نگار به سیاست جدید دولت حمله کرد.
... [مشاهده متن کامل]
مترادف swing at
حمله کردن به
هجوم بردن به
محکم زدن به
حمله کردن به
هجوم بردن به
محکم زدن به
زدن، با مشت زدن، مشت پراندن. . Take a swing at him with iron pipe. با لوله آهنی زدش یا با لوله آهنی حمله کرد.
یه ایرادی از کسی یا چیزی می گیرد.
سعی در ضربه زدن به کسی یا چیزی با مشت یا یک وسیله