🔸 معادل فارسی:
• ( فیزیکی ) ضربه زدن به، حمله کردن به
• ( خشونت آمیز ) شلیک کردن به
• ( اصطلاحی ) تلاش کردن برای، امتحان کردن
• ( انتقادی ) طعنه زدن به، کنایه زدن به
🔸 مثال ها:
( فیزیکی ) He suddenly took a pop at me.
... [مشاهده متن کامل]
ناگهان به من حمله کرد.
( شلیک ) The attacker took a pop at the car.
مهاجم به ماشین شلیک کرد.
( تلاش ) I'll take a pop at fixing this myself.
خودم یه تلاشی برای تعمیرش می کنم.
( انتقادی ) The comedian took a pop at the minister.
کمدین به وزیر طعنه زد.
• ( فیزیکی ) ضربه زدن به، حمله کردن به
• ( خشونت آمیز ) شلیک کردن به
• ( اصطلاحی ) تلاش کردن برای، امتحان کردن
• ( انتقادی ) طعنه زدن به، کنایه زدن به
🔸 مثال ها:
( فیزیکی ) He suddenly took a pop at me.
... [مشاهده متن کامل]
ناگهان به من حمله کرد.
( شلیک ) The attacker took a pop at the car.
مهاجم به ماشین شلیک کرد.
( تلاش ) I'll take a pop at fixing this myself.
خودم یه تلاشی برای تعمیرش می کنم.
( انتقادی ) The comedian took a pop at the minister.
کمدین به وزیر طعنه زد.
انتقاد کردن از کسی ( در جمع )
به عنوان مثال :
تلاش برای ضربه زدن به کسی
به عنوان مثال: