take a hit

پیشنهاد کاربران

اوج گرفتن
گلوله خوردن، تیر خوردن
به شکل بدی متاثر شدن، آسیب دیدن، دچار آسیب و ضرر شدن
to be badly affected in some way
The region's economy will take a hit if the airbase is closed.
متحمل هزینه شدن
لطمه وارد شدن. . مثال: لطمه وارد شدن به شهرت، لطمه وارد شدن به اقتصاد
صدمه وارد شدن، خسارت
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما