tailpiece

/ˈteɪlpiːs//ˈteɪlpiːs/

معنی: سیم گیر، بخش اخر هر چیز، زه گیر، ارایش ته فصل کتاب و غیره
معانی دیگر: تکه ی عقب، بخش پشتی، بخش خلفی، (ویولن) سیم گیر، در ساز سیم گر، زه گیر، ارایش ته فصل
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a piece or part positioned at the end of something.

(2) تعریف: a small piece of triangular wood at the lower end of a violin, cello, or the like to which the strings are attached and positioned.

(3) تعریف: a small printed design placed at the end of a chapter or the bottom of a page.

جمله های نمونه

1. There is a tailpiece to the Luton case.
[ترجمه ترگمان]یک tailpiece تا پرونده Luton وجود دارد
[ترجمه گوگل]یک گام به سمت مورد لوتون وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In fact, the embossed, gold-plated tailpiece looks almost subdued in these surroundings.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت، the با روکش طلا تقریبا در این محیط آرام به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]در حقیقت، تزئین شده با طلای نقره ای در این اطراف تقریبا تیره و تار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His tailpiece, most aptly, is Eric Gill's woodcut of an infantryman trudging along his Via Dolorosa.
[ترجمه ترگمان]tailpiece، که most است، یکی از آثار دستی اریک گیل از یک سرباز پیاده ای است که در کنار جاده Via در حرکت است
[ترجمه گوگل]جرقه او، دقیقا، خرده چوب Eric Gill از یک پیاده نظام است که در طول Via Dolorosa شلاق زده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The bridge and tailpiece are actually two separate components, a sort of abbreviated version of Gibson's tune-o-matic system.
[ترجمه ترگمان]پل و tailpiece در واقع دو بخش مجزا هستند
[ترجمه گوگل]پل و گودال در واقع دو جزء جداگانه هستند، نوعی نسخه مختصری از سیستم صدای گیبسون است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Do you have an earth connection to the tailpiece or bridge?
[ترجمه ترگمان]هیچ ربطی به زه گیر و پل داری؟
[ترجمه گوگل]آیا شما اتصال زمین به tailpiece یا پل دارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Ebony fingerboard, jujube wood parts, metal tailpiece .
[ترجمه ترگمان]Ebony fingerboard، قطعات چوب jujube، tailpiece فلزی
[ترجمه گوگل]انگشت کوچک ابنوس، قطعات چوب ججو، چاقوی فلزی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Violin Tailpiece, Viola Tailpiece, Cello Tailpiece, Double Bass Tailpiece are all available in our store.
[ترجمه ترگمان]Violin Tailpiece، ویولا Tailpiece، cello Tailpiece، Tailpiece دوتایی همگی در فروشگاه ما موجودند
[ترجمه گوگل]ویولن Tailpiece، ویولا Tailpiece، Tellopet سرنیزه، Tailpiece دو باس همه در فروشگاه ما موجود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Valve Body, Cover, Tailpiece and Control Stop shall be in conformance with ASTM Alloy Classification for Semi-Red Brass.
[ترجمه ترگمان]بدنه سوپاپ، کاور، Tailpiece و کنترل باید مطابق با ASTM آلیاژی برای برنج نیمه قرمز باشد
[ترجمه گوگل]جرقه سوپاپ، پوشش، سیلندر و توقف کنترل باید مطابق با طبقه بندی آلیاژ ASTM برای برنج نیمه قرمز باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. On the T3/B, an authentic Bigsby vibrato tailpiece is paired with a roller bridge for smooth functionality and an added dimension of sound.
[ترجمه ترگمان]در تی T \/ B، یک Bigsby vibrato authentic با یک پل roller برای کارکرد روان و بعد اضافه شده از صدا، جفت می شود
[ترجمه گوگل]در T3 / B، یک چرخ دنده معتبر Bigsby vibrato با یک پل غلتکی برای عملکرد صاف و بعد افزوده صدای زوج همراه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Another possible cause for odor is the build up of slime, mold, hair, etc in the tailpiece (the portion of pipe that comes out the bottom of your sink) or overflow of your sink.
[ترجمه ترگمان]یکی دیگر از دلایل ممکن برای بو، ساخت لجن، قالب، مو، و غیره در the (بخشی از لوله که از کف دستشویی شما بیرون می آید)و یا سرریز شدن sink است
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از دلایل احتمالی بو، ایجاد لجن، قالب، مو و غیره در قطره چکان (بخشی از لوله ای است که از پایین سینک خود خارج می شود) و یا سرریز سینک شما می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Backplate : A plate on the inside of a door through which the cylinder connecting screws and tailpiece is passed.
[ترجمه ترگمان]Backplate: یک بشقاب در داخل یک در که سیلندر متصل به سیلندر را متصل می کند و tailpiece عبور می کند
[ترجمه گوگل]Backplate یک ورق در داخل درب که از طریق آن پیچ و مهره اتصال سیلندر منتقل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Bend back and break off the flippers from the tailpiece.
[ترجمه ترگمان]خم شدن و جدا کردن باله های کناری از the
[ترجمه گوگل]خم شدن و شکستن پاره پاره ها از tailpiece
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Ebony fingerboard, both jujube wood and ebony sets can be supplied; rosewood end pin, metal tailpiece.
[ترجمه ترگمان]هر دو چوب درخت jujube و چوب آبنوس و مهره های آبنوس، گل rosewood و سیم آهنی
[ترجمه گوگل]Fingerboard ابنوس، هر دو چوب ججو و آبنوس مجموعه می تواند تامین شود؛ پین پایان مهره دار، دمپایی فلزی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سیم گیر (اسم)
tailpiece

بخش اخر هر چیز (اسم)
tailpiece

زه گیر (اسم)
tailpiece

ارایش ته فصل کتاب و غیره (اسم)
tailpiece

تخصصی

[زمین شناسی] بخش اخر هر چیز،سیم گیر،زه گیر،ارایش ته فصل کتاب وغیره - همچنین به عنوان قرقره بخش پایینی شناخته می شود - قرقره یا فرمان بخش برگردان یا پایینی نوار باربری که در اطراف آن کار می کند .

به انگلیسی

• piece or part placed at the end of something; small piece of wood on a violin or other instrument to which the strings are fastened; ornamental design at the bottom of a page of text

پیشنهاد کاربران

ویکی پدیا:
سیم گیر نام قطعه ایست در سازهای موسیقی که در انتهای بدنه سازهای زهی چون ویولن و سه تار قرار گرفته و وظیفه آن، نگه داری سیم هاست. جنس سیم گیر معمولاً از چوب است.
سیم گیر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما