tactful

/ˈtæktfəl//ˈtæktfʊl/

معنی: با نزاکت، مبادی اداب، موقع شناس، دنیا دار
معانی دیگر: کیاستمندانه، فراست آمیز، مدبرانه، مردم دارانه، کاردان، با تدبیر، با فراست، با کیاست

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: tactfully (adv.), tactfulness (n.)
• : تعریف: having or displaying tact.
مترادف: diplomatic, discreet, gracious
متضاد: blunt, indelicate, tactless, untactful
مشابه: adroit, circumspect, courteous, delicate, judicious, polite, politic, prudent

جمله های نمونه

1. his tactful skill in negotiations
مهارت مدبرانه ی او در انجام مذاکرات

2. I made a tactful retreat before they started arguing.
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه آنها شروع به بحث کنند، با درایت عقب نشینی کردم
[ترجمه ترگمان]قبل از این که شروع به جر و بحث کنن من یه گشتی درست کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It might be more tactful if you didn't come to the wedding.
[ترجمه سارا] خیلی مدبرانه تر است که اگر به عروسی نیایید
|
[ترجمه آنیتا] مودبانه ترش اینه که نیای عروسی.
|
[ترجمه گوگل]اگر به عروسی نمی آمدی شاید درایت بیشتر باشد
[ترجمه ترگمان]شاید بهتر باشه که تو به عروسی نیای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. That wasn't a very tactful thing to say!
[ترجمه آنیتا] حرف مودبانه ای نزدی.
|
[ترجمه گوگل]این حرف خیلی با درایتی نبود!
[ترجمه ترگمان]این کار مناسبی برای گفتن نبود!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He had been extremely tactful in dealing with the financial question.
[ترجمه آنیتا] او در مواجهه با مسائل اقتصادی، خیلی مدبرانه رفتار میکنه.
|
[ترجمه گوگل]او در برخورد با مسائل مالی بسیار زیرک بود
[ترجمه ترگمان]او در برخورد با مساله مالی بسیار مودب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Mentioning his baldness wasn't very tactful.
[ترجمه آنیتا] اشاره کردن به این که اون کچله، مودبانه نبود.
|
[ترجمه گوگل]ذکر کچلی او چندان با درایت نبود
[ترجمه ترگمان]اما طاسی سرش چندان ماهر نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It needs tactful management to persuade the board into accepting the plan.
[ترجمه گوگل]برای متقاعد کردن هیئت مدیره به پذیرش طرح نیاز به مدیریت درایت دارد
[ترجمه ترگمان]برای متقاعد کردن هییت مدیره در پذیرش این برنامه نیاز به مدیریت محتاطانه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Remember to be tactful when expressing a personal judgement.
[ترجمه گوگل]به یاد داشته باشید که هنگام بیان یک قضاوت شخصی با درایت باشید
[ترجمه ترگمان]به یاد داشته باشید زمانی که قضاوت شخصی خود را بیان می کنید، مبادی آداب باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I tried to be tactful, but he seemed to be mortally offended.
[ترجمه گوگل]سعی کردم درایت داشته باشم، اما به نظر می رسید او به شدت آزرده خاطر شده است
[ترجمه ترگمان]سعی کردم محتاط باشم، اما به نظر می رسید که او به شدت آزرده خاطر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. She gets them to accept these changes by tactful management.
[ترجمه گوگل]او با مدیریت زیرکانه آنها را وادار به پذیرش این تغییرات می کند
[ترجمه ترگمان]او به آن ها اجازه می دهد تا این تغییرات را با مدیریت tactful قبول کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. There was no tactful way of phrasing what he wanted to say.
[ترجمه گوگل]هیچ روش زیرکانه ای برای بیان آنچه می خواست بگوید وجود نداشت
[ترجمه ترگمان]هیچ راهی برای آن نبود که آنچه را می خواست بگوید به زبان آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Penelope became the aggressor, tactful, knowledgeable, sure as the lover.
[ترجمه گوگل]پنه لوپه تبدیل به یک متجاوز، با درایت، آگاه و مطمئن به عنوان عاشق شد
[ترجمه ترگمان]پنه لوپه به طرف متجاوز، مو دب، دانا و مطمئن به عنوان عاشق تبدیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A more tactful idea would be a new Body Shop perfume.
[ترجمه گوگل]یک ایده دقیق تر، یک عطر جدید بادی شاپ است
[ترجمه ترگمان]یک ایده محتاطانه تر یک عطر فروشی جدید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He was carefully tactful about his appearance in the ship's operational areas.
[ترجمه گوگل]او با دقت در مورد ظاهر خود در مناطق عملیاتی کشتی دقت می کرد
[ترجمه ترگمان]او به دقت در مورد ظاهر خود در مناطق عملیاتی کشتی با احتیاط عمل می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

با نزاکت (صفت)
polite, tactful

مبادی اداب (صفت)
polite, tactful

موقع شناس (صفت)
tactful

دنیا دار (صفت)
tactful, worldly-minded

انگلیسی به انگلیسی

• possessing tact, exhibiting tact, showing skill in dealing with people
if you are tactful, you are careful not to upset or offend people.

پیشنهاد کاربران

↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم tact
📌 این ریشه، معادل "touch" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "touch" مربوط هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

📂 مثال:
🔘 tact: a gentle "touch" in dealing with sensitive situations.
🔘 tactful: showing a considerate "touch" when handling delicate matters.
🔘 tactless: lacking the careful "touch" needed for social sensitivity.
🔘 contact: the state or act of physical or figurative "touch".
🔘 intact: remaining whole or un"touched".
🔘 tactile: relating to the sense or act of "touch".

با درایت
باملاحظه
با سیاست
مدبر
آدم با شعور
با کلاس و با شخصیت
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : _
✅️ اسم ( noun ) : tact / tactic / tactfulness / tactlessness / tactician
✅️ صفت ( adjective ) : tactful / tactless / tactical
✅️ قید ( adverb ) : tactfully / tactlessly / tactically
سنجیده
سیاست مآب؛ سیاست مآبانه؛ مدبرانه
careful not to say or do anything that will annoy or upset other people
SYNONYM diplomatic
That wasn't a very tactful thing to say
I tried to find a tactful way of telling her the truth
...
[مشاهده متن کامل]

It might be more tactful if you didn’t come to the wedding

با تدبیر
مدبرانه
ماهر
بانزاکت
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)

بپرس