🔸 معادل فارسی:
• با فساد مقابله کردن | مبارزه با فساد
• به فساد رسیدگی کردن | فساد را مهار کردن
• دست به مقابله با فساد زدن | ریشه کن کردن فساد
🔸 مثال ها:
• The new government promised to tackle corruption.
... [مشاهده متن کامل]
دولت جدید وعده داد با فساد مقابله کند.
• Tackling corruption requires strong institutions and transparency.
مبارزه با فساد نیازمند نهادهای قوی و شفافیت است.
• The report urged the president to tackle corruption in the police force.
این گزارش از رئیس جمهور خواست با فساد در نیروی پلیس مقابله کند.
• با فساد مقابله کردن | مبارزه با فساد
• به فساد رسیدگی کردن | فساد را مهار کردن
• دست به مقابله با فساد زدن | ریشه کن کردن فساد
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
دولت جدید وعده داد با فساد مقابله کند.
مبارزه با فساد نیازمند نهادهای قوی و شفافیت است.
این گزارش از رئیس جمهور خواست با فساد در نیروی پلیس مقابله کند.