tabletop

/ˈteɪbəlˌtɑp//ˈteɪblˌtɒp/
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. They rolled the round tabletop into the dining hall.
[ترجمه رسول] آنها میز گرد را به داخل سالن غذا خوری غلطاندند
|
[ترجمه ترگمان]میز گرد را به تالار غذاخوری رساندند
[ترجمه گوگل]آنها میز ناهار خوری را به سالن غذاخوری نوردیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A small brass star centred the tabletop.
[ترجمه ترگمان]یک ستاره کوچک برنجی بر روی میز بود
[ترجمه گوگل]یک ستاره برنجی کوچک روی تبلت قرار داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Mark tapped his fingers on the tabletop impatiently.
[ترجمه ترگمان]مارک با بی حوصلگی به میز ضربه زد
[ترجمه گوگل]مارک با بی حوصله با انگشتان دست خود را روی میز می بیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His intricately patterned, inlaid tabletop designs represent hundreds of hours of work.
[ترجمه ترگمان]طرح های ظریف بر روی میز او صدها ساعت کار را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]طرح های پلاستیکی پیچیده و الگوی خود را نشان می دهد صدها ساعت کار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This tabletop polished up nicely.
[ترجمه ترگمان]این میز به خوبی آراسته شده بود
[ترجمه گوگل]این tabletop صاف به خوبی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The store will be offering a tabletop floral design workshop on Nov.
[ترجمه ترگمان]این فروشگاه در ماه نوامبر یک کارگاه طراحی مخصوص بر روی میز را برگزار خواهد کرد
[ترجمه گوگل]این فروشگاه در ماه نوامبر، یک کارگاه طراحی گلدان ارائه خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Then I saw the crumbs from the tabletop had caught in the long brown hair.
[ترجمه ترگمان]بعد خرده های آن را دیدم که لای موهای بلند قهوه ای آن گیر کرده بودند
[ترجمه گوگل]سپس من از کابینت ها در موهای بلند قهوه ای گرفتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Imagine an idea as a tabletop.
[ترجمه ترگمان]یک ایده را به عنوان یک میز تصور کنید
[ترجمه گوگل]یک ایده را به عنوان یک تبلت تصور کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. All you need is an extra tabletop and a sliding board.
[ترجمه ترگمان]تنها چیزی که نیاز داری یه میز اضافی و یه تخته sliding
[ترجمه گوگل]همه چیز شما نیاز به یک میز اضافی و یک تخته کشویی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. To set up a TABLETOP DEMONSTRATION, place a light source facing the SP 106
[ترجمه ترگمان]برای راه اندازی یک DEMONSTRATION TABLETOP، یک منبع نور روبروی SP را قرار دهید
[ترجمه گوگل]برای راه اندازی DEMONSTRATION TABLETOP، یک منبع نور رو به SP 106 قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. VRML is the tabletop type virtual reality technology of building the fictitious environment on Internet.
[ترجمه ترگمان]VRML نوعی فن آوری واقعیت مجازی برای ساخت محیط فرضی بر روی اینترنت است
[ترجمه گوگل]VRML فنآوری واقعی واقعیت مجازی برای ساختن محیط محتاطانه در اینترنت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. To expand Libbey's tabletop leadership in a growing world market.
[ترجمه ترگمان]برای توسعه رهبری tabletop بر روی میز در یک بازار رو به رشد جهانی
[ترجمه گوگل]برای گسترش رهبری تابلو لیبی در یک بازار جهانی رو به رشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The tabletop icon moves motionless, the document copying, the glue are not good, move motionless.
[ترجمه ترگمان]شمایل رومیزی بی حرکت حرکت می کند، نوشتار کپی می شود، چسب خوب نیست و بی حرکت حرکت می کند
[ترجمه گوگل]آیکون tabletop حرکت می کند بی حرکت، کپی سند، چسب خوب نیست، حرکت بی حرکت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Four double doors cases and one foldaway tabletop can be assembled into a desk.
[ترجمه ترگمان]چهار بسته در دو طرفه و یک میز foldaway می تواند به یک میز مونتاژ شود
[ترجمه گوگل]چهار درب دو درب و یک تبلت تاشو را می توان به یک میز مونتاژ کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. He rapped the tabletop with his knuckles until they were sore.
[ترجمه ترگمان]با پنجه بوکس به پشت سرش ضربه زد تا زخمی شوند
[ترجمه گوگل]او قرص خود را با دست و پنجه نرم کرد تا زمانی که دچار درد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[سینما] صفحه بالایی

به انگلیسی

• top of a table

پیشنهاد کاربران

سفره
سنگی که روی کابینت قرار داده می شود
رو میزی
سطح میز
صفحه میز
روی میز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما