برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1394 100 1

turn the tide


وضع را کاملا عوض کردن، جریان را معکوس کردن

بررسی کلمه turn the tide

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to reverse or change significantly the course of events, tendency of opinion, or the like.

واژه turn the tide در جمله های نمونه

1. This contract is probably our last chance to turn the tide.
[ترجمه ترگمان]این قرارداد احتمالا آخرین شانس ماست که جزر و مد رو تغییر بدیم
[ترجمه گوگل]این قرارداد احتمالا فرصتی است که ما را مجبور به تغییر مسیر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Civil liberties groups helped to turn the tide against industrial violence.
[ترجمه ترگمان]گروه‌های آزادی مدنی به تغییر مد در برابر خشونت‌های صنعتی کمک کردند
[ترجمه گوگل]گروه های آزادی های مدنی به نوبه خود در برابر خشونت های صنعتی خاتمه دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. If conscience can not turn the tide, perhaps it is the panic of self-interest which will finally do the job.
[ترجمه ترگمان]اگر وجدان نمی‌تواند موج را بچرخاند، شاید ترس از خود - - که سرانجام این کار را انجام خواهد داد
[ترجمه گوگل]اگر وجدان نتواند جزر و مد را تغییر دهد، شاید این وحشتی از علاقه شخصی است که در نهایت این کار را انجام می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He said law enforcement facts turn the tide upon those who seek to asperse the country's good name.
...

معنی کلمه turn the tide به انگلیسی

turn the tide
• cause a major change, change the situation drastically

turn the tide را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
برگشتن ورق، تغییر کلی یک وضعیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی turn the tide
کلمه : turn the tide
املای فارسی : ترن تاه تاید
اشتباه تایپی : فعقد فاث فهیث
عکس turn the tide : در گوگل

آیا معنی turn the tide مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )