برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1357 100 1

turn over

/ˈtɜːrnˈoʊvə/ /tɜːnˈəʊvə/

معنی: وارونه کردن، تعمق کردن، ورق زدن، غلتاندن، برگرداندن
معانی دیگر: 1- غلت زدن، جابجا کردن یا شدن، دفتی زدن 2- وارونه کردن، بالا و پایین کردن، پشت و رو کردن 3- (موتور و غیره) روشن کردن، به کار انداختن 4- مورد تفکر قرار دادن، سبک و سنگین کردن 5- مسترد کردن، دادن 6- احاله کردن، صرفنظر کردن 7- تبدیل کردن 8-خرید و فروش کردن، داد و ستد کردن، برگرداندن خاک، مرور کردن، برگشتگی، واژگون شدگی، سرمایه، عایدی فعالیت، عملکرد، محصول، بازده، انتقال، تعوی­

بررسی کلمه turn over

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to move (something) so that the part that was previously facing down is now facing up.

- You should turn over the burgers now.
[ترجمه ايليا] بهتره الان ديگه برگر هارو بچرخوني
|
[ترجمه ترگمان] الان دیگه باید بری و همبرگر رو بچرخونی
[ترجمه گوگل] حالا باید برگرها را عوض کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I noticed that the cushion had a stain, so I turned it over to hide it.
[ترجمه ترگمان] متوجه شدم که کو سن لکه داشت، بنابراین آن را برگرداندم تا آن را مخفی کنم
[ترجمه گوگل] من متوجه شدم که کوسن رنگی دارد، بنابراین من آن را برای پنهان ساختن آن تغییر دادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to move one's body so that one is facing in the opposite direction from before, or in the opposite direction from what is usual.

- She turned over so that she could tan on her ...

واژه turn over در جمله های نمونه

1. Turn over or your back will get sunburnt.
[ترجمه ترگمان]برگرد یا کمرت آفتاب‌سوخته می شه
[ترجمه گوگل]چرخش بیش از حد و یا پشت خود را از آفتاب سوختگی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He promised to turn over a new leaf and study harder.
[ترجمه ترگمان]قول داد که یک برگ جدید را ورق بزند و بیشتر مطالعه کند
[ترجمه گوگل]او وعده داده است که یک برگ جدید برگردد و سخت تر مطالعه کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The turbulence caused the plane to turn over.
[ترجمه ترگمان]تلاطم ناگهانی هواپیما باعث چرخش هواپیما شد
[ترجمه گوگل]آشفتگی باعث شد که هواپیما به نوبه خود به سرانجام برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Icebergs are notoriously unstable and are likely to turn over.
[ترجمه ترگمان]کوهه‌ای یخی بسیار ناپایدار هستند و به احتمال زیاد در حال تغییر هستند
[ترجمه گوگل]یخ زده ها عموما ناپایدار هستند و به احتمال زیاد به نوبه خود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را ...

مترادف turn over

وارونه کردن (فعل)
turn , cant , reverse , turn out , keel , convert , turn over
تعمق کردن (فعل)
consider , deliberate , think over , ponder , perpend , turn over
ورق زدن (فعل)
leaf , turn over
غلتاندن (فعل)
roll , trundle , turn over , trindle
برگرداندن (فعل)
turn over

معنی عبارات مرتبط با turn over به فارسی

از نو آغاز کردن، فصل نوینی را گشودن، از سر گرفتن
بیزحمت ورق بزنیدیابازگشت به صفحه پشت بکنید

معنی کلمه turn over به انگلیسی

turn over
• change direction; exchange; submit; (slang) rob
turn over a new leaf
• start over, make a new beginning
turn over in the mind
• consider carefully, think about a lot, meditate on

turn over را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ariya
برگرداندن
علیرضا هروی
(1) گردش مالی
(2) جابجایی شغلی، نسبت خروج از شغل (به دلیل برکناری، استعفا و ...) به انتصاب
مهسا کریمی
زیر و رو شدن
[email protected]
تغییر شغل
Hj
تحویل دادن
Saji
برای مسایلی مثل اوریگامی میشه
زیرو رو کردن
برگرداندن کاغذ از این طرف به اون طرف
میلاد علی پور
جابجا کردن، جهت را تغییر دادن، رویه را تغییر دادن
امین
واژگون کردن،برگرداندن
الهام
برنامه تلویزیون رو عوض کردن
Behrad
قطع کردن رابطه
saleh1101
حجم معاملات
محمدصالح احمدی
حجم معاملات
میلاد علی پور
تحویل دادن، ارائه کردن، دادن
شقایق
To transfer to another
🐾 مهدی صباغ
Turn something over to somebody :
چیزی را به کسی واگذار کردن
به کسی چیزی را تحویل دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

توضیحات دیگر

معنی turn over
کلمه : turn over
املای فارسی : ترن اور
اشتباه تایپی : فعقد خرثق
عکس turn over : در گوگل

آیا معنی turn over مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )