برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1531 100 1
شبکه مترجمین ایران

turn in


1- وارد شدن، داخل شدن 2- تحویل دادن، سپردن، دادن 3- پس دادن، اعاده کردن 4- تا کردن، دولا کردن، تو گذاشتن 5- (عامیانه) به بستر رفتن

بررسی کلمه turn in

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to return something to an official person.

- Turn in your test to the teacher when you are done.
[ترجمه میدیا] امتحان خودتون رو وقتی تموم شد تحویل معلم بدید
|
[ترجمه ترگمان] زمانی که این کار را انجام دادید، تست خود را به معلم بدهید
[ترجمه گوگل] وقتی که انجام می شود، آزمون خود را به معلم تبدیل کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه turn in در جمله های نمونه

1. I'm going to turn in my nightshift.
[ترجمه میدیا] من میرم شیفت شب رو تحویل بدم
|
[ترجمه ترگمان]می‌خواهم به nightshift برگردم
[ترجمه گوگل]من قصد دارم چرخش شبانه خود را تغییر دهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Would you like some tea before you turn in?
[ترجمه ترگمان]قبل از این که برگردید، چای میل دارید؟
[ترجمه گوگل]آیا قبل از ورود به چای، چای را دوست دارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Finally turn in the passing of time is not only just.
[ترجمه ترگمان]بالاخره نوبت گذشت زمان نه فقط
[ترجمه گوگل]در نهایت در زمان گذر زمان فقط به تنها نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I heard the key turn in the front door and I was out of bed like a shot.
[ترجمه ...

معنی کلمه turn in به انگلیسی

turn in
• make a turn into; go to bed; submit; deliver a criminal to the police
turn in on oneself
• isolate oneself, go into seclusion
turn in one's passport
• give one's passport to the police

turn in را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Atrin
خوابیدن
سانیا
در شب به خواب رفتن
a.r
لو دادن
تحویل دادن
to surrender, deliver, or give information about someone or oneself to the authorities, typically the police
in this usage, a name, noun, or pronoun can be used between turn and in-
Zahra Tavakoli
Turn in = submit,hand in
فاطمه
go to bed at night
متین خدایی
به رختخواب رفتن
Susu
به بستر رفتن
به تختخواب رفتن برای خواب
Z.N
Go to bed at night
معنی: در شب به رخت خواب رفتن
Figure
۱- خوابیدن he turned in early
۲- تحویل دادن، deliver, hand over
I just turned in my last assignment for world history.
سبحان مرادی
رفتین برای خوابیدن
محمدرضا
ارسال شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی turn in

کلمه : turn in
املای فارسی : ترن این
اشتباه تایپی : فعقد هد
عکس turn in : در گوگل

آیا معنی turn in مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )