برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1407 100 1

trump

/ˈtrəmp/ /trʌmp/

معنی: صدای شیپور، خال حکم، ادم خوب، مغلوب ساختن پیشی جستن، خالاتو بازی کردن
معانی دیگر: (برخی بازی های ورق) خال آتو، برتری یا نیروی اندوخته شده برای روز مبادا، (مجازی) ورق برنده، عامل برنده، مثمرثمر، (گاهی جمع با فعل مفرد) ورق های آتو، خال های حکم، ورق آتو (یا حکم) را بازی کردن، حکم زدن، سبقت گرفتن، بردن، برتری یافتن، (عامیانه) آدم خوب، آدم به دردخور، (قدیمی) رجوع شود به: trumpet، در بازی ورق خال اتو، نیروی ذخیره ونهانی

بررسی کلمه trump

اسم ( noun )
(1) تعریف: in certain card games, a suit or a card of a suit that outranks other suits during a particular hand.

(2) تعریف: some resource that can be held in reserve to use at a moment of need.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: trumps, trumping, trumped
(1) تعریف: in certain card games, to win (cards) by using a trump.

(2) تعریف: to surpass or outdo.
مشابه: ace, cap

- He trumped every strategy of mine.
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] او هر استراتژی من را خرد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
عبارات: trump up
• : تعریف: in certain card games, to play a trump card or to take cards with a trump card.

واژه trump در جمله های نمونه

1. trump up
(برای کسی) پاپوش درست کردن،تهمت زدن،(اتهام و غیره) جعل کردن،بهانه تراشیدن،پرونده سازی کردن

2. a trump can take any card of any other suit
خال حکم می‌تواند هر ورق از هر خال دیگر را ببرد.

3. play one's trump card
ورق برنده‌ی خود را بازی کردن

4. oil is the trump which they may bring up during the negotiations
نفت،خال برنده‌ای است که ممکن است طی مذاکرات عنوان کنند.

5. But then he decided to play his trump card .
[ترجمه ترگمان]ولی بعدش تصمیم گرفت که با برگ برنده بازی کنه
[ترجمه گوگل]اما پس از آن او تصمیم گرفت بازی کارت صدای او را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He took my ace with a low trump.
[ترجمه ترگمان]اون ایس من رو با شیپورش
[ترجمه گوگل]او یک لحظه تنهایی را با کمترین زمان به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I had to play a trump to win the trick.
[ترجمه شیرین زمانی] برای بردن بازی مجبور بودم یه برگ برنده رو کنم.
...

مترادف trump

صدای شیپور (اسم)
blast , clang , trump , tantara
خال حکم (اسم)
trump
ادم خوب (اسم)
trump
مغلوب ساختن پیشی جستن (فعل)
trump
خالاتو بازی کردن (فعل)
trump

معنی عبارات مرتبط با trump به فارسی

(برای کسی) پاپوش درست کردن، تهمت زدن، (اتهام و غیره) جعل کردن، بهانه تراشیدن، پرونده سازی کردن، نسبت ناروا دادن، دروه بافتن
(بازی بریج) بدون خال آتو

معنی کلمه trump به انگلیسی

trump
• playing card belonging to the presently leading suit (cards); suit of cards ranking above the others (cards); last resort, final resource; admired person; trumpet, sound of a trumpet (archaic, poetry)
• defeat with a trump, play a trump (cards); outdo
• in a game of cards, trumps is the suit with the highest value.
• your trump card is the most powerful thing that you can use or do to gain an advantage.
trump card
• strong card, victory card, means that give one an advantage
trump up
• scam, deceive; invent, fabricate
donald trump
• donald john trump (born 1946), famous united states businessman engaged in real estate business, nicknamed "the donald"

trump را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هادی سلیمی
مغلوب ساختن، پیشی جستن، آدم خوب، نیروی ذخیره، در ورق بازی هم از این اصطلاح استفاده می‌شود (خال حکم).

a helpful or admirable person.
مهدی
Trumpدر سیاست نام رئیس جمهور آمریکاست
فرهود
غلبه کردن
عباس
برگ برنده _ عامل پیروزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی trump
کلمه : trump
املای فارسی : ترامپ
اشتباه تایپی : فقعئح
عکس trump : در گوگل

آیا معنی trump مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )