برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1731 100 1
شبکه مترجمین ایران

truly

/ˈtruːli/ /ˈtruːli/

معنی: راست، بدرستی، صادقانه، براستی، بطور قانونی، باشرافت، بخوبی، با حقیقت
معانی دیگر: واقعا، به راستی، حقیقتا، (معمولا به صورت ندای حاکی از شگفتی یا تایید و غیره) راستی !، عجب !، (در پایان نامه های رسمی) ارادتمند، با تقدیم احترام (معمولا: truly yours یا very truly yours)، موافق باحقایق

بررسی کلمه truly

قید ( adverb )
عبارات: yours truly
(1) تعریف: in a truthful manner.
مترادف: true, truthfully
مشابه: correctly, exactly, frankly, rightly

- He spoke truly.
[ترجمه ترگمان] راست می‌گفت
[ترجمه گوگل] او واقعا صحبت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: authentically; genuinely.
مترادف: authentically, genuinely, unequivocally
مشابه: absolutely, certainly, clearly, doubtless, just, positively, really, surely

- She is a truly great dancer.
[ترجمه ترگمان] اون واقعا یه رقاص فوق‌العاده ست
[ترجمه گوگل] او رقصنده واقعا عالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: of course; indeed.
مترادف: indeed, of course
مشابه: actually, amen, certainly, frankly, positively, really

- Truly, I couldn't be more pleased.
[ترجمه ترگمان] حقیقتا، من نمی‌توانستم بیش از این خوشحال باشم
[ترجمه گوگل] راستش من نمی توانم بیشتر خوشحال باشم ...

واژه truly در جمله های نمونه

1. a truly drab personality
شخصیتی واقعا خسته کننده

2. a truly humane prison guard!
یک زندانبان واقعا انسان‌!

3. yours truly
ارادتمند شما،ارادتمند

4. he is truly single among his fellows
در میان اقران خود واقعا تک است.

5. i am truly sorry
واقعا متاسفم.

6. she is truly erudite
او واقعا دانشمند است.

7. my mother was truly a lady
مادرم واقعا خانم بود.

8. we must elect truly popular representatives
بایستی نمایندگانی انتخاب کنیم که واقعا مردمی باشند.

9. their living conditions are truly wretched
شرایط زندگی آنان واقعا فلاکت‌بار است.

10. this country's problems are truly mind- boggling
مسایل این کشور واقعا غامض است.

11. she retorted that it was i who was truly at fault
او در جواب گفت که مقصر واقعی من بوده‌ام.

12. A man who truly loves you will never let you go, no matter how hard the situation is.
[ترجمه ترگمان]مردی که واقعا عاشق تو است هرگز به تو اجازه نخواهد داد که بروی، مهم نیست که اوضاع چقدر سخت است ...

مترادف truly

راست (قید)
straight , directly , apeak , truly , baldly , truthfully
بدرستی (قید)
exactly , truly , aright
صادقانه (قید)
truly , candidly , frankly
براستی (قید)
really , indeed , verily , truly , certes
بطور قانونی (قید)
truly , de jure
باشرافت (قید)
truly , sincerely
بخوبی (قید)
well , truly
با حقیقت (قید)
truly

معنی عبارات مرتبط با truly به فارسی

ارادتمند شما، مخلص شما
براستی، راستی، حقیقت، صادقانه
(در پایان نامه) ارادتمند شما، ارادتمند شما، مخلص شما
ارادتمند شما

معنی کلمه truly به انگلیسی

truly
• really, truthfully, genuinely
• truly means completely and genuinely.
• if you feel something truly, you feel it in a sincere way.
• you can use truly to emphasize that what you are saying is true.
• truly also means to a very great degree; a formal use.
• you can write yours truly before your signature at the end of a formal letter.
• well and truly: see well.
yours truly
• yours with blessings (at the end of a letter)

truly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hossein
واقعا
نیک
در واقع، در حقیقت
ریحانه
براستی.به درستی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی truly

کلمه : truly
املای فارسی : ترولی
اشتباه تایپی : فقعمغ
عکس truly : در گوگل

آیا معنی truly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )