برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1427 100 1

tribesman

/ˈtraɪbzmæn/ /ˈtraɪbzmən/

معنی: عضو قبیله یا طایفه، ایلیاتی، هم قبیله
معانی دیگر: عضو قبیله، قبیله نشین

بررسی کلمه tribesman

اسم ( noun )
حالات: tribesmen
• : تعریف: a male member of a tribe.

واژه tribesman در جمله های نمونه

1. A tribesman, wearing only a codpiece and feathers in his hair, stamps his spear and utters a deep moan.
[ترجمه ترگمان]یک مرد، که فقط یک مد پوشیده بود و پر از پره‌ای در موهایش بود، نیزه‌اش را به صدا در آورد و یک ناله عمیق را به زبان آورد
[ترجمه گوگل]یک قبیله ای که تنها در یک موی کوله پشتی و پرهایش دارد، مهره اش را می کشد و یک ناله عمیق می گوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Above: Richly robed, the Samburu tribesman who acted as guide to the party.
[ترجمه ترگمان]عکس بالا: richly robed، مرد قبیله‌ای Samburu که به عنوان راهنما در حزب فعالیت می‌کرد
[ترجمه گوگل]بالاتر از غنی روبنده، قبیله سمبوو که به عنوان هدایت کننده حزب عمل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A Yakut tribesman was out of place in Irkutsk.
[ترجمه ترگمان]یک مرد قبیله‌ای اهل Yakut در ایرکوتسک خارج از شهر بود
[ترجمه گوگل]قبیله یوکات در ایرکوتسک جایگاهی نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. When one tribesman had problems, it was the duty of another to help.
[ترجمه ترگمان]وقتی ی ...

مترادف tribesman

عضو قبیله یا طایفه (اسم)
clansman , tribesman
ایلیاتی (اسم)
nomad , tribesman
هم قبیله (اسم)
tribesman

معنی کلمه tribesman به انگلیسی

tribesman
• member of a clan
• a tribesman is a man who belongs to a tribe.
bedouin tribesman
• member of a tribe of nomadic arab people
indian tribesman
• member of an american indian tribe
kurdish tribesman
• member of an islamic people who speak the kurdish language and live mainly in kurdistan (region in turkey, iran and iraq)

tribesman را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tribesman
کلمه : tribesman
املای فارسی : تریبسمن
اشتباه تایپی : فقهذثسئشد
عکس tribesman : در گوگل

آیا معنی tribesman مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )