برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1408 100 1

trend

/ˈtrend/ /trend/

معنی: تمایل، گرایش
معانی دیگر: روند، روال، منوال، جهت، رویه، راستا، امتداد، مسیر، گذر راه، امتداد داشتن، راستا داشتن، رو به (سویی) رفتن، گرایش داشتن، تمایل داشتن، مد، باب روز، رواج، الودگی لوزه وحلق وگلو با سیل

بررسی کلمه trend

اسم ( noun )
(1) تعریف: a general course, direction, or tendency.
مترادف: bent, course, current, direction, drift, inclination, movement, tendency
مشابه: aim, intention, leaning, orientation, progress, swing, tenor, wind

- The trend toward obesity continues in many countries.
[ترجمه ترگمان] گرایش به سوی چاقی در بسیاری از کشورها ادامه دارد
[ترجمه گوگل] روند رو به افزایش چاقی در بسیاری از کشورها ادامه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Studies show that standards of living are on a downward trend.
[ترجمه mehdi-ilk] مطالعات نشان میدهند که استاندارهای زندگی دارای روندی روبه پایین می باشند
|
[ترجمه ترگمان] مطالعات نشان می‌دهد که استانداردهای زندگی در روند رو به پایین است
[ترجمه گوگل] مطالعات نشان می دهد که استانداردهای زندگی در حال کاهش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- A trend toward living together before marriage began some decades ago.
...

واژه trend در جمله های نمونه

1. the trend of opinion was conservative
گرایش عقاید،محافظه کارانه بود.

2. the trend of the stock market
گرایش بورس سهام

3. the downward trend in gasoline prices
قیمت رو به کاهش بنزین

4. the underlying trend
گرایش نهانی

5. set a trend
(گرایش یا مد جدیدی را) باب کردن،رواج دادن

6. apparently, the world trend is toward cashless societies
ظاهرا روند جهان به سوی جوامع غیرنقدی است.

7. the long northerly trend of this coast
مسیر طولانی این ساحل به طرف شمال

8. to buck me trend
از راه و رسم (بخصوصی) پیروی نکردن

9. short skirts are the trend again
دامن کوتاه دوباره باب شده است.

10. Statistics showed a reverse trend to that recorded in other countries.
[ترجمه ترگمان]آمار نشان‌دهنده یک گرایش معکوس به این ثبت در کشورهای دیگر است
[ترجمه گوگل]آمار نشان می دهد روند معکوس نسبت به آن در کشورهای دیگر ثبت شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The event changed ...

مترادف trend

تمایل (اسم)
hang , addiction , inclination , appetence , appetency , disposition , liking , tendency , sentiment , trend , would , leaning , turn , anxiety , nisus , gust , gravitation , roll , streak , tilt , inclining , recumbency , fantasy , preoccupation , tenor , declination , yen , proclivity
گرایش (اسم)
inspiration , orientation , tendency , trend , propensity , attitude , tropism , gravitation , ism

معنی عبارات مرتبط با trend به فارسی

(گرایش یا مد جدیدی را) باب کردن، رواج دادن

معنی trend در دیکشنری تخصصی

trend
[شیمی] نظام ، گرایش
[عمران و معماری] روند
[زمین شناسی] روند - راستای یک ساختار خطی است در جهتی که آن ساختار به آن سمت شیب دارد.
[بهداشت] روند
[صنعت] روند، تمایل، گرایش
[ریاضیات] روند، انحراف، گرایش، تمایل، روال
[پلیمر] روند
[آمار] روند
[آب و خاک] روند، تمایل
[زمین شناسی] طرح بلوکی آزاد روند
[حسابداری] تجزیه و تحلیل روند
[ریاضیات] تجزیه و تحلیل روندی
[زمین شناسی] منحنی اثر یا مسیر
[آمار] طرح بلوکی آزادروند
[کامپیوتر] یک بسط محاسبه شده از سری داده به منظور پیش بینی خط سیرهای ورای داده معلوم
[حسابداری] روند سود
[حسابداری] روند وضع مالی
[حسابداری] روند ارزش ویژه
[حسابداری] روند عملیات
[حسابداری] روند نسبتها
[عمران و معماری] روند تصادفات
...

معنی کلمه trend به انگلیسی

trend
• tendency, course, bearing; fashion, mode
• slope, incline towards, stretch; have a tendency for; veer in a certain direction
• a trend is a change or development towards something new or different.
trend analysis
• analysis of the general movement or tendency
trend micro, inc•
• japanese developer and manufacturer of security goods and services for computers and internet
trend scout
• person who looks for and discovers new trends
trend setter
• a trend-setter is a person or institution that starts a new fashion or trend.
clear trend
• obvious tendency, clear direction
downside trend
• gradual decline in the stock quotation index
neutral trend
• upward trend in certain stocks and a downward trend in others
upside trend
• gradual increase in the rate of a meter in a taxi

trend را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Babak
ایده یا تغییر پرطرفدار - مد روز
مهین لطیفی
الگو،متمایل بودن،سمت،سو
iriana
به سویی رفتن
Roza
تمايل، شيوه، گرايش، روند
saeed
مُد - رایج - همه گیر
محمد امین عظیم زادگان
الگو و روند. تغییرات الگویی
ستایش آریا
جریان
🐾 مهدی صباغ
فراگیر
مورد پسند عامه مردم
مردم پسند
دارای طرفدار زیاد
پُر بازدید (در مورد مطالب موجود در شبکه های اجتماعی. مانند ویدیوها، موزیک ها، عکسها و .....)
Saba
مد
حامد نیازی @pixar.hd
The latest trends in technology
=اخرین تکنولوژی باب روز=اخرین روند روز تکنولوژی=اخرین مدل تکنولوژی
سعید
روند رو به رشد
Younes
روش
رویه
فرزام زمانی
مُد در صنعت پوشاک و لباس
میثم علیزاده
● مد، رایج
● روش ، شیوه
parmid 917
گرایش در روند تغییر
سام
همه گير شدن
گل كردن
پوریا ف
جریان فکری یا سیاسی، گرایش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی trend
کلمه : trend
املای فارسی : ترند
اشتباه تایپی : فقثدی
عکس trend : در گوگل

آیا معنی trend مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )