برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1682 100 1
شبکه مترجمین ایران

treatment

/ˈtriːtmənt/ /ˈtriːtmənt/

معنی: رفتار، معامله، علاج، درمان، معالجه، تلقی
معانی دیگر: طرز برخورد، رسیدگی، پردازش، تیمار، مداوا، طرز عمل

بررسی کلمه treatment

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of treating, or the way in which one treats another.
مشابه: deal

- She had not known of her father's cruel treatment toward her brother.
[ترجمه عرفان حامی فر] او از رفتار بی رحمانه پدرش در قبال برادرش خبر ندارشت
|
[ترجمه ترگمان] از رفتار ظالمانه پدرش به برادرش خبر نداشت
[ترجمه گوگل] او از رفتار بی رحم پدرش نسبت به برادرش اطلاع نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Her son's treatment of her as an incompetent child made the elderly woman furious.
[ترجمه ترگمان] رفتار پسرش به او، به عنوان یک بچه بی‌عرضه، زن مسن را عصبانی کرده بود
[ترجمه گوگل] درمان پسرش از او به عنوان یک کودک بی سواد، زن سالخورده را خشمگین ساخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a remedy or series of measures designed to relieve or cure a disease or ailment; therapy.
مشابه: cure

...

واژه treatment در جمله های نمونه

1. decent treatment
رفتار محترمانه

2. equitable treatment
رفتار منصفانه

3. his treatment of his father stinks
رفتار او با پدرش بسیار ناخوشایند است.

4. his treatment of this subject was very masterly
رسیدگی کردن او به این موضوع بسیار استادانه بود.

5. medical treatment
درمان پزشکی

6. preferential treatment of his own family mem- bers
رفتار تبعیض‌آمیز نسبت به اعضای خانواده‌ی خودش

7. rigid treatment
رفتار سختگیرانه

8. symptomatic treatment
درمان هم افتی (نشانه‌ای)

9. their treatment of each other bordered on brutality
رفتارشان با هم،دست کمی از سبعیت نداشت.

10. a fair treatment of people without regard to their race or religion
رفتار منصفانه با مردم بدون درنظر گرفتن نژاد و مذهب آنها

11. her cold treatment repulsed all of her suitors
برخورد سرد او همه‌ی خواستگارانش را سرخورده کرد.

12. his cruel treatment of his children was absolutely scandalizing
رفتار ستمگرانه‌ی او با فرزندا ...

مترادف treatment

رفتار (اسم)
action , exploit , gesture , behavior , conduct , treatment , manner , demeanor , bearing , dealing , deportment , comportment , thews , step , demarche , ethic , gest
معامله (اسم)
treatment , intercourse , bargain , transaction , dealing
علاج (اسم)
treatment , cure
درمان (اسم)
order , treatment , remedy , therapy
معالجه (اسم)
treatment , therapy
تلقی (اسم)
treatment

معنی عبارات مرتبط با treatment به فارسی

بد رفتاری، سوء استفاده
معالجه
(پزشکی - دامپزشکی) درمان پاستوری، ایمن سازی پاستوری
علوم مهندسى : اماده کردن
معالجه پیش خود، معالجه بدون کمک نسخه

معنی treatment در دیکشنری تخصصی

[سینما] خلاصه داستان - نوشتن و تهیه طرز برداشت فیلم - طرز برداشت و ارائه - پیش نویس فیلمنامه - پرداخت - فیلم رفتار - برداشت یا ارائه مطلب - پیش نویس
[عمران و معماری] تصفیه - ترمیم - پالایش - بهسازی
[صنایع غذایی] رفتار ، معامله ، معالجه ، ط رز عمل ، درمان
[فوتبال] معالجه-درمان
[زمین شناسی] عملیات، بهسازی ، تیمار
[صنعت] رفتار، تیمار، حالت هر یک از سطوح عامل در طراحی آزمایش ها
[نساجی] عمل آوری - عملیات - پروردن
[ریاضیات] تفسیر، تیمار، تعبیر، بررسی، بحث، طرز عمل، رفتار، تفسیر
[پلیمر] عمل آوری، آماده سازی
[آمار] تیمار
[نساجی] عملیات با آنزیم - عمل کردن با آنزیم
[نفت] سایش کاری
[حسابداری] نحوه عمل حسابداری
[مهندسی گاز] شستشوبااسید
[سینما] صداگیری کردن [در صحنه فیلمب
[خاک شناسی] تصفیه نهایی ضایعات
[نساجی] تکمیل نهایی - عملیات بعدی - عملیات انتهایی - شستشوی پایانی
[پلیمر] پس از عمل آوری
[نساجی] شستشو با قلیا
[نفت] چاره کاری با قلیا
...

معنی کلمه treatment به انگلیسی

treatment
• medical care, therapy, care; relation, attitude, behavior; handling, usage; artistic or stylistic handling
• medical treatment consists of all the things done to make a sick person well again.
• your treatment of someone is the way you behave towards them or deal with them.
treatment methods
• ways of dealing with a problem, medical procedures
antiglare treatment
• special coating applied to glass to prevent reflection
cosmetic treatment
• treatment which is intended to improve one's appearance
dental treatment
• medical care of the teeth
fair treatment
• proper treatment, suitable manner of treating
fertility treatment
• treatment for those who are infertile (sterile, incapable of bearing children)
gives him the silent treatment
• does not speak to him (due to anger)
ill treatment
• ill-treatment is harsh or cruel treatment.
impotence treatment
• process of treating an person who suffers from impotence
in depth treatment
• thorough treatment, intensive care, intensive therapy
individual treatment
• private treatment, form of treatment that is based upon the distinctiveness of the person and/or the situation
invasive treatment
• treatment which involves a surgical opening of the body (to remove, insert, etc.)
local treatment
• limited treatment, treatment of a specific area
...

treatment را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
تصفیه
غزل
رفتار
محمدرضا خسروی
طرز اجرا، روش اجرا
سحر کلوندی
تیمار
کورش اتحاد
نگرش،تاکید، گرایش
فاضله
تصفیه
مهسا براتی
پردازش
MEHDI . KHAJEH
هماتو لوژی زیست شناسی
treatment درمان ، معالجه
mzg
{بهداشت}: تصفیه
آرام
فراوری
فواد بهشتی
(زباله های جامد) پالایش، (فاضلاب) تصفیه، (پسماند) پردازش
Sajjad
پاکسازی
mkiyan
شیمی: واکنش
mkiyan
شیمی: برهمکنش
nazila
برخورد
Foroogh
در پزشکی به معنای درمان
فرزاد ک پ
شیوه ای که در آن شخص با شخصی یا چیزی رفتار می کند.
مراقبت های پزشکی که به بیمار داده میشود برای یک بیماری یا صدمه ای که دیده.
استفاده از عامل شیمیایی، فیزیکی و یا بیولوژیکی برای حفظ یا دادن خواص خاص به چیزی.
مثلا تزئینات داخلی منزل window treatment / furniture treatment
محمد مولاییان
در زمین شناسی و عمران به معنی بهسازی
Sama
درمان
فیض
استفاده از - مدیریت - رسیدگی
tinabailari
the best treatment for a cold is to rest and drink lots of liquids
بهترین درمان برای سرما خوردگی استراحت کردن و نوشیدن زیاد مایعات است
Mahsa
راه درمان- روش درمان
The best treatment for a cold is to rest and drink lots of liquids.
فارسی را پاس بداریم.
تصفیه
پالایش
عمل آوری
بهسازی
عاطفه موسوی
بحث ، تفسیر
negar
تکمیل
امید امیدی
طرز کار
محدثه فرومدی
1 نحوه، شیوه
2 درنظرگیری
سعید ترابی
1. معالجه
2. رفتار
3. برخورد
4. پالایش یا عمل آوری
Matin
معالجه، درمان
بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
با سلام، درمان.
therapy نیز به معنی درمان میباشد ,اما به شکل پسوند.مانندphisiotherapy یا hedrotherapy یعنی اب درمانی.
با تشکر.
متین خدایی
معالجه
امیررضا فرهید
روش درمان کردن
dr.rr
پزشکی: درمان .. روش درمان
omid
درتحقیق آزمایشی به معنای فاکتور یامتغیراست
saeed
عملیات
سیما پویان
مجاورت
Law
رسیدگی
Ahmad
با سلام
Waste treatment
مدیریت پسماند
Ahmad
با سلام
Waste treatment
مدیریت پسماند

زهرا عزیزی
فرایند
SSB 💫
تدبیر
هادی شایقی
در فلسفه :بحث
Amirali
تصفیه خانه
Dark Light
Medical treatment : درمان پزشکی
Medical Staff : کادر پزشکی
Treatment staff : کادر درمان
معانی treatment :
۱.رفتار-نوع برخورد n
۲.رسیدگی کردن-رسیدگی-بررسی n v
۳.درمان-علاج-رها شدن از بیماری n v
۴.تصفیه n v
Treat :
۱.رفتار کردن-برخورد کردن behave
۲.درمان و معالجه کردن cure
۳.پذیرایی کردن host-serve
۴.پذیرایی banques-turn
۵.مذاکره وگفتگو کردن (رسمی و قدیمی) discuss-debate-dispute
آرمان ن
تیمار، رفتار
Sunflower
the presentation or discussion of a subject.
Presentation
Discussion
Analysis
Consideration
Farhood
⁦✔️⁩رسیدگی
The plants usually require treatment each year
مه
محصولات درمانی
Aida
تکمیل
Bahar
رویکرد.مواجهه.
امین روشنی
دامپزشکی و علوم دامی
درمان، تیمار
مَعصومه عَفراوی
درمان،معالجه،تغلیظ مواد معدنی ، آمایش ،عمل آوری ، عملیات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی treatment

کلمه : treatment
املای فارسی : تریتمنت
اشتباه تایپی : فقثشفئثدف
عکس treatment : در گوگل

آیا معنی treatment مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )