برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1647 100 1
شبکه مترجمین ایران

treachery

/ˈtret͡ʃəri/ /ˈtret͡ʃəri/

معنی: خیانت، غدر، بی وفایی، نارو
معانی دیگر: دغلکاری، نابکاری، ریا کاری

بررسی کلمه treachery

اسم ( noun )
حالات: treacheries
(1) تعریف: violation of faith or allegiance; betrayal.
مترادف: betrayal, disloyalty, perfidy
متضاد: allegiance, loyalty
مشابه: deceit, double-dealing, duplicity, guile, infidelity

- His treachery in cheating his own brother saddened their family.
[ترجمه ترگمان] خیانت اون به خیانت به برادر خودش، خانواده شون رو ناراحت کرده بود
[ترجمه گوگل] خیانت او در فریب برادر خود، خانواده اش را ناراحت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: an act of betrayal or of disloyalty to one's country; treason.
مترادف: treason
متضاد: loyalty
مشابه: apostasy, conspiracy, insurgence, insurrection, mutiny, rebellion, revolt, revolution, sedition, subversion

- His acts of treachery against his country will not go unpunished.
[ترجمه ترگمان] اعمال خیانت او علیه کشورش مجازات نشده است
[ترجمه گوگل] اعمال خشونت علیه کشورش بدون مجازات نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه treachery در جمله های نمونه

1. Trick and treachery are the practice if fools,that have not wit enough to be honest.
[ترجمه ترگمان]تریک و خیانت اگر احمق باشند، این کار عاقلانه نیست
[ترجمه گوگل]فریب و خیانت اگرچه احمق هستند که به اندازه کافی صادقانه نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He was eventually brought to book for his treachery.
[ترجمه Helliyeah] وی درنهایت بخاطر خیانتش مجازات شد
|
[ترجمه ترگمان]سرانجام به خاطر خیانت خود به کتاب پی برد
[ترجمه گوگل]او در نهایت برای خیانت خود کتابی آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. That night they plumbed the depths of treachery and horror, and murdered the king as he slept.
[ترجمه ترگمان]آن شب که در ته دل خیانت و وحشت را گم کردند و شاه را همان طور که خوابیده بود به قتل رساند
[ترجمه گوگل]آن شب آنها عمق خیانت و وحشت را به هم زدند و پادشاه را به خواب فرو برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف treachery

خیانت (اسم)
perfidy , collaboration , infidelity , adultery , betrayal , treason , treachery , disloyalty , untruth , guile , treason felony , ratting , treacherousness , treasonableness
غدر (اسم)
perfidy , betrayal , treason , treachery
بی وفایی (اسم)
adultery , treason , treachery , disloyalty , desertion , unfaith
نارو (اسم)
treachery

معنی کلمه treachery به انگلیسی

treachery
• betrayal, perfidy, treason, disloyalty
• if someone betrays their country or betrays a person who trusts them, you describe their action as treachery.

treachery را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پ ص ر parviz13371348@gmail.com
دوروئی
جلال نجاریزدی
تدلیس، خیانت، نارو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی treachery

کلمه : treachery
املای فارسی : تریچری
اشتباه تایپی : فقثشزاثقغ
عکس treachery : در گوگل

آیا معنی treachery مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )