برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1539 100 1
شبکه مترجمین ایران

traumatic

/trɒˈmætɪk/ /trɔːˈmætɪk/

معنی: ضربهای، جراحتی، وابسته به روان زخم، زخمی
معانی دیگر: ناشی از ضایعه، تکانشی، روان تکانشی

واژه traumatic در جمله های نمونه

1. Under deep hypnosis she remembered the traumatic events of that night.
[ترجمه ترگمان]او با هیپنوتیزم عمیقی وقایع آن شب را به یاد آورد
[ترجمه گوگل]تحت هیپنوتیزم عمیق، او حوادث آسیب دیده آن شب را یادآوری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She has been through a very traumatic experience.
[ترجمه Raha] او یک تجربه بسیار دردناک را پشت سر گذاشته است
|
[ترجمه ترگمان]او تجربه بسیار بدی داشته‌است
[ترجمه گوگل]او از طریق یک تجربه بسیار آسیب دیده بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There may be traumatic incident in your past that you have blanked out.
[ترجمه ترگمان]ممکنه حادثه دردناکی در گذشته تو وجود داشته باشه که تو بیخیالش شدی
[ترجمه گوگل]ممکن است در گذشته شما حادثه ای اتفاق افتاده باشد که از بین رفته اید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

مترادف traumatic

ضربهای (صفت)
traumatic
جراحتی (صفت)
traumatic
وابسته به روان زخم (صفت)
traumatic
زخمی (صفت)
traumatic , ulcerous

معنی کلمه traumatic به انگلیسی

traumatic
• causing trauma; characterized by severe mental or emotional stress; of or pertaining physical injury
• a traumatic experience is extremely upsetting and causes great stress, and may cause long-term psychological damage.
traumatic event
• event that has long-term negative effects
post traumatic
• after a trauma

traumatic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

zahra
آسیب زا
عاطفه موسوی
ضربه ی روانی
عاطفه موسوی
وارد آورنده ی ضربه ی روانی
علیرضا عسکری
وارده - تحمیل شده(به لحاظ جراحت ، آسیب یا صدمه)
مجید نجفی
تکان دهنده
یاسر ریکی
تجربه بسیار دردناک
Younes
دردناک
رهگذر
آسیب‌زا
تکانشی
Sunflower
Adj
relating to or causing psychological trauma


ناشی از ضربه ی‌ روانی /آسیب روانی
ناشی از ضربه روحی /آسیب روحی
ناشی از ضربه / آسیب های روحی روانی
ناشی از شوک روحی / شوک عاطفی /ضربه ی عاطفی


... ایجاد شده بر اثر آسیب های روحی روانی
... ایجاد شده بر اثر ضربه روحی/ضربه روانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی traumatic

کلمه : traumatic
املای فارسی : ترومتیک
اشتباه تایپی : فقشعئشفهز
عکس traumatic : در گوگل

آیا معنی traumatic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )