برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

traumas

traumas را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

موسی
traumas (plural noun)= زخم، آسیب روحی، ضربه روحی، روان آسیب دیده، زخم روان

مثال : The traumas of my own upbringing pale/fade into insignificance (= seem very unimportant) when I hear stories about the way Peter's parents treated him.
ضربه های روحی ناشی از تربیت خودم وقتی داستانهایی راجع به نحوه رفتار والدین پیتر با او می شنوم کم رنگ می شود / کم اهمیت می شود (= خیلی مهم نیست).

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی traumas مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )