برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

transformation

/ˌtrænsfərˈmeɪʃn̩/ /ˌtrænsfəˈmeɪʃn̩/

معنی: دگرگونی، تبدیل، تغییر شکل
معانی دیگر: دگردیسی، ترادیسی، عوض شدگی، ترا ریختی، دگرش، رمش، گهولش، دگرسانی، (زبان شناسی) گشتار، تاویل، دگرسازی، تبدیل صورت، وراریخت

بررسی کلمه transformation

اسم ( noun )
مشتقات: transformational (adj.)
(1) تعریف: a significant change in the form, structure, character, or nature of something or someone.
مترادف: metamorphosis, metastasis, transfiguration, transmutation
مشابه: alchemy, alteration, change, conversion, evolution, reconfiguration, transmogrification

(2) تعریف: the changing of an abstract or deep linguistic structure into a concrete or surface one, according to certain rules of syntax.

واژه transformation در جمله های نمونه

1. germany's transformation into a military power
تبدیل آلمان به یک قدرت نظامی

2. angular transformation
تراریخت گوشه‌ای

3. jacobian of transformation
ژاکوبین تبدیل

4. the magical transformation of eggs into a delicious omelet
تبدیل افسون‌آمیز تخم مرغ به املت خوشمزه

5. the country's economic transformation
دگرگونی اقتصادی کشور

6. The way we work has undergone a radical transformation in the past decade.
[ترجمه ترگمان]روشی که ما کار می‌کنیم تبدیل به یک تحول اساسی در دهه گذشته شده‌است
[ترجمه گوگل]شیوه کار ما در دهه گذشته تحولات بنیادینی را متحمل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A startling cultural transformation occurred in post - war Britain.
[ترجمه ترگمان]تحول فرهنگی شگفت‌انگیز در بریتانیا پس از جنگ رخ داد
[ترجمه گوگل]یک تحول فرهنگی شگفت آور در بریتانیا پس از جنگ اتفاق افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. There was a notic ...

مترادف transformation

دگرگونی (اسم)
change , alteration , variation , mutation , transformation , metamorphosis , catabolism , vicissitude , contrariety , metabolism , shakeup
تبدیل (اسم)
reduction , transmutation , alteration , conversion , transformation , commutation
تغییر شکل (اسم)
transmutation , transformation , metamorphosis , sublation , evolution , transfiguration , palingenesis , transmogrification

معنی عبارات مرتبط با transformation به فارسی

معنی transformation در دیکشنری تخصصی

transformation
[شیمی] تبدیل
[عمران و معماری] تبدیل - انتقال
[کامپیوتر] تبدیل
[برق و الکترونیک] تبدیل
[صنایع غذایی] تراریختی ، تبدیل : انتقال اطلاعات توارثی از یاخته ای به یاخته دیگر در میکروارگانیسمها از طریق DNA استخراج شده از آنها
[زمین شناسی] تغییر شکل ،دگرگونی ،ترادیسی ، تبدیل - تغییر سیستم مختصات که در آن دادههایی از مختصات رقومی شده به صورت نقشه تعریف می شوند
[نساجی] تغییر شکل دادن
[ریاضیات] تغییر و تبدیل، زاویه ی دوران تبدیل همدیس، تبدیل اندازه پذیر پایستار، ترادیسی، دگرگونی، گردش، تغییر شکل، انتقال
[پلیمر] تغییر شکل دادن
[آمار] تبدیل
[ریاضیات] دستور تبدیل
[زمین شناسی] گروه تبدیلها
[ریاضیات] گروه تبدیل ها
[آمار] گروه تبدیلها
[عمران و معماری] قانون تبدیل
[عمران و معماری] ماتریس تبدیل - ماتریس انتقال
[ریاضیات] ماتریس تبدیل
[ریاضیات] تبدیل شرایط کرانه ای
[عمران و معماری] تبدیل مختصات
[ریاضیات] تبدیل مختصات
[ریاضیات] تبدیل کمیت تصادفی چند بعدی
transformation of one random variable ...

معنی کلمه transformation به انگلیسی

transformation
• changing shape; complete change
transformation curve
• graph that depicts boundary possibilities for manufacturing efficiency for two products (economics)
linear transformation
• linear change, one-dimensional change
monotonic transformation
• simplifying a function without changing its direction (mathematics)

transformation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
دگرگون‌شدگی ، تحول
قدرت پور
دگرگونی
ميراحمدي
در مهندسي مواد = استحاله
جلال نجاریزدی
زبان شناسی:
گشتار
آزادی
بطور کلی همانطور که در معانی بالا درج شده در هر رشته ای از علوم ویا دیسیپلین های متفاوت معنی خاصی لحاظ گردیده است ، اما تجربه شخصی اینجانب : مناسب ترین معنی برای هر کلمه با توجه به معنای جمله و در کنار دیگر کلمات است و ممکن است طیف وسیعی از واژه ها را در خود داشته باشد ، مانند :
Chemistry is ... Transformation
میتوان معانی تبدیل ، تغییر ماهیت ، تغییر شکل ، رنگ و... رابرای این کلمه در علم شیمی منظور داشت

با تشکر
آزادی
با سلام و پوزش از درج جمله ناقص در توضیحات قبلی ، جمله کامل بشرح زیر میباشد :

Chemistry is the study of transformation
پارسا حیدری
Change complete
پارسا حیدری
دگرگونی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی transformation

کلمه : transformation
املای فارسی : ترنسفرمتین
اشتباه تایپی : فقشدسبخقئشفهخد
عکس transformation : در گوگل

آیا معنی transformation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )