برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1580 100 1
شبکه مترجمین ایران

trans

/ˈtrænz/ /trænz/

مخفف:، پیشوند:، فرا -، ترا -، ماورای، آن سوی، سرتاسر [transatlantic]، دگرگون [transliterate]

بررسی کلمه trans

پیشوند ( prefix )
(1) تعریف: across; over.

- transcontinental
[ترجمه ترگمان] بین‌قاره‌ای
[ترجمه گوگل] transcontinental
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- transgress
[ترجمه ترگمان] تجاوز کردن
[ترجمه گوگل] انتقام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: through.

- transparent
[ترجمه ترگمان] شفاف
[ترجمه گوگل] شفاف
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: change.

- translate
[ترجمه ترگمان] ترجمه
[ترجمه گوگل] ترجمه کردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

واژه trans در جمله های نمونه

1. thin paper is translucent but it is not trans- parent
کاغذ نازک نور تراواست ولی فرانما نیست.

2. Trans World's ability to perform so well during this period raised eyebrows.
[ترجمه ترگمان]توانایی ترانس گاز برای انجام این کار در طول این دوره ابروها را بالا می‌برد
[ترجمه گوگل]توانایی Trans World در انجام این کار در طول این دوره، ابروها را افزایش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Trans World Airlines, which says it usually waves advance-purchase requirements in bereavement cases, appears to be an exception.
[ترجمه ترگمان]خطوط هوایی ترنس گاز، که می‌گوید معمولا شرایط قبل از خرید در پرونده‌های داغدیدگی، به نظر می‌رسد یک استثنا باشد
[ترجمه گوگل]هواپیمایی Trans World Airlines، که می گوید که معمولا خرید اوراق قرضه پیشنهادی در موارد خرابکاری است، به نظر می رسد یک استثنا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The nearby village of Trans is a charming if undistinguished little place, ignored by passing traffic.
[ترجمه ترگمان]روستای nearby در آن نزدیکی یک مکان بسیار زیبا و زیبا است که با عبور از ترافیک آن را نادیده می‌گیرد
[ترجمه گوگل]روستای نزدیک ترانس یک مکان کوچک جذاب و جذاب است که با عبور از ترافیک نادیده گرفته می شود
[ترجمه شما] ...

معنی عبارات مرتبط با trans به فارسی

بکشتی یانقلیه دیگرانتقال دادن، خن بخن کردن
انتقال بکشتی دیگر، انتقال بنقلیه دیگر

معنی کلمه trans به انگلیسی

trans
• over, across, beyond
• trans- is used to form adjectives that describe something that goes or exists from one side of a place to the other.
trans israel road
• road that extends across the entire nation of israel
trans jordan
• former name of jordan (country in the middle east)
trans jordanian
• of or relating to trans-jordan (former name of jordan)
trans siberian railroad
• railroad that crosses siberia and connects moscow to vladivostok
trans world airlines
• one of the largest airline companies in the united states, twa

trans را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
دو سو ، دو سوی ، هر دو سو ، هر دو سوی

برای نمونه transatlantic به معنی دو سوی آتلانتیک
علی اکبر منصوری
از راه، از طریق، از میان، through
افسانه احمدی عالیبری
در عرض
trans Atlantic
در عرض اقیانوس اطلس
a.t
انتقال
Slim
دو جنسه
معصومه
صفت: ماورائی.
علی وحیدی
مثلن در trans-generational
به معنی فرانسلی هست یعنی مربوط به نسل خاصی نیست (چیزی که مربوط به نسل های مختلف می شه مثلن)
Adel Chaichian
خلسه
Adel Chaichian
Trance= خلسه
Farhood
The Trans-Siberian Railroad opened vast frontiers to development in the late 19th century
مو
1- این کلمه رو با trance با معنی خلسه و بیهوشی و ... اشتباه نگیرید.
2- trans به معنی گذار، فرا، ورا، فراسو و ... است. یک منطقه، محیط، مفهوم یا هرچیزی رو تصور کنید، وقتی ترنس میاد، یعنی فراتر از اون (نه خود اون موضوع، بلکه فراتر از اون موضوع مد نظره) مثلا فرا نسلی، فرا جنسی (جنس و نسل خاصی مدنظر نیست). یک معنیش هم انتقال و گذار هست مثل کلمات ترنزلیت و ترنسفر و ...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی trans

کلمه : trans
املای فارسی : ترانس
اشتباه تایپی : فقشدس
عکس trans : در گوگل

آیا معنی trans مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )