برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1433 100 1

tragicomic

/ˌtrædʒɪˈkɑːmɪk/ /ˌtrædʒɪˈkɒmɪk/

معنی: غم انگیز وتفریحی، مربوط به اثر کمدی وتراژدی، حاوی حوادث حزن اور و خنده اور
معانی دیگر: حاوی حوادک حزن اور وخنده اور

واژه tragicomic در جمله های نمونه

1. This case is not without its tragi-comic precedent.
[ترجمه ترگمان]این پرونده بدون سابقه tragi نیست
[ترجمه گوگل]این مورد بدون آن سنت غم انگیز کمیک نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This is Our Youth is a tragicomic portrayal of youth on the brink of adulthood and reveals the ache at the heart of the slacker generation.
[ترجمه ترگمان]این یک نمایش tragicomic از جوانان در لبه بزرگسالی است و درد را در قلب نسل slacker نشان می‌دهد
[ترجمه گوگل]این جوانان ما تصویری غم انگیز از جوانان در آستانه بزرگسالی است و درد در قلب نسل خشن را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He is a tragicomic character trapped in a maze of misrepresentations, and also a jerk.
[ترجمه ترگمان]اون یه شخصیت tragicomic که توی یه هزارتوی of گیر افتاده و یه عوضی هم هست
[ترجمه گوگل]او یک شخصیت غم انگیز است که در پیچ و خم های غلط و پریشانی به دام افتاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. IN 2002 a bitter and tragicomic story of the Bosnian war won an Oscar for best foreign film.
[ ...

مترادف tragicomic

غم انگیز وتفریحی (صفت)
tragicomic
مربوط به اثر کمدی وتراژدی (صفت)
tragicomic
حاوی حوادث حزن اور و خنده اور (صفت)
tragicomic

معنی کلمه tragicomic به انگلیسی

tragicomic
• simultaneously sad and funny, having sad and funny elements
• something that is tragicomic is both sad and amusing at the same time.

tragicomic را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tragicomic
کلمه : tragicomic
املای فارسی : ترگیکمیک
اشتباه تایپی : فقشلهزخئهز
عکس tragicomic : در گوگل

آیا معنی tragicomic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )