برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1407 100 1

toughie

/ˈtʌfi/ /ˈtʌfi/

معنی: ادم خشن، مسئله بغرنج
معانی دیگر: toughy : ادم خشن

بررسی کلمه toughie

اسم ( noun )
(1) تعریف: (informal) one who is tough or aggressive.

(2) تعریف: something difficult to resolve or handle.

واژه toughie در جمله های نمونه

1. That last question was a real toughie.
[ترجمه ترگمان] سوال آخر، یه سوال خیلی سخت بود
[ترجمه گوگل]این آخرین سؤال سختگیر واقعی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This is a toughie and one that I've struggled with over the years.
[ترجمه ترگمان]این یکی خیلی سخته و من در طول سال‌ها با خودم مبارزه کردم
[ترجمه گوگل]این یک دشواری است که من در طول سالها با آن مبارزه کرده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. That's a toughie, sir. If I had to name one thing, I'd have to say that stuff they call porridge we get for breakfast.
[ترجمه ترگمان]این یکی خیلی سخته، قربان اگه من مجبور بودم یه چیزی رو اسم ببرم، باید بگم که اون چیزایی که برای صبحانه خوردن تهیه می‌کنیم
[ترجمه گوگل]این سختی است، آقا اگر من مجبور به نام یک چیز، من باید بگویم چیزهایی که آنها را فرنی می نامند که ما برای صبحانه دریافت می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A rough, violent person who engages in destructive actions: mug, roughneck, rowdy, ruffian, tough. Informal toughie. Slang hood, punk.
...

مترادف toughie

ادم خشن (اسم)
bargee , boor , toughie , toughy
مسئله بغرنج (اسم)
jeopardy , toughie , toughy

معنی عبارات مرتبط با toughie به فارسی

(عامیانه)، آدم خشن، آدم سرسخت، گردن کلفت

معنی کلمه toughie به انگلیسی

toughie
• person who is tough; something difficult; particularly difficult problem, difficult question

toughie را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی toughie
کلمه : toughie
املای فارسی : توقیع
اشتباه تایپی : فخعلاهث
عکس toughie : در گوگل

آیا معنی toughie مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )