برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1721 100 1
شبکه مترجمین ایران

tough luck

واژه tough luck در جمله های نمونه

1. A spell of tough luck discouraged him.
[ترجمه ترگمان]یک افسون از بدشانسی او را دلسرد کرد
[ترجمه گوگل]یک جادوگر شانس سخت او را محروم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Well, that's just their tough luck! It was their mistake.
[ترجمه ترگمان]خب، این فقط شانس their! این اشتباه آن‌ها بود
[ترجمه گوگل]خوب، این فقط شانس سختی است! اشتباه آنها بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You didn't get the job? Oh, tough luck!
[ترجمه ترگمان]تو کار رو نگرفتی؟ ! اوه، موفق باشی
[ترجمه گوگل]تو کار را نکردی؟ اوه، شانس سخت!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Five, six, seven. Tough luck, buddy.
[ترجمه ترگمان] پنج، شش، هفت بدشانسی آوردی، رفیق
[ترجمه گوگل]پنج، شش، هفت خوش شانس، دوست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Crusaders ...

معنی کلمه tough luck به انگلیسی

tough luck
• bad fortune

tough luck را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

متین
به درک
محمد رضا
بد شانس، شانس بد
سهیلا سهرابی
—used in speech to show sympathy for someone who has failed or has been disappointed
You lost your job? Oh, tough luck.
—often used in an ironic way to show that one does not feel sympathy for someone
"I need more time to finish the job." "Tough luck. You knew the job was supposed to be done by today."

میشه یه چیزی تو مایه های �آخی!� معنیش کرد. هم به حالت کنایه آمیز استفاده میشه و هم معمولی.
مرتضی حمزه سرکانی
That`s tough یا Tough lock
1. چه بدشانسی‌ای! حیف! چه بد شد!
2. (به طنز): همینه که هست! متأسفم!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی tough luck مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )