برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1534 100 1
شبکه مترجمین ایران

touch down


(هواپیما) فرود آمدن

واژه touch down در جمله های نمونه

1. We should touch down very soon now.
[ترجمه ترگمان]ما باید خیلی زود به پایین دست بزنیم
[ترجمه گوگل]ما باید خیلی زود لمس کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. When her feet touch down after the jump, she pushes off again.
[ترجمه ترگمان]وقتی پاهایش پس از جهش به زمین می‌افتد، باز به راه می‌افتد
[ترجمه گوگل]هنگامی که پاهای خود را پس از پرش لمس می کند، دوباره او را هل می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was forced to touch down at Killyhoy Beach, north west Donegal.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها مجبور شدند در ساحل Killyhoy، در شمال غربی Donegal، تماس بگیرند
[ترجمه گوگل]این مجبور شد در Killyhoy Beach، شمال غربی دانگل، لمس کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Marcus Hannaford got the final touch down.
[ترجمه ترگمان]مارکوس Hannaford آخرین تماس رو گرفت
[ترجمه گوگل]مارکوس هانافورد لمس نهایی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه touch down به انگلیسی

touch down
• descend, come down

touch down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
برخورد ، لمس ، تماس
محمدرضا
به معنی فرود امدن در جمله ی take off to touch down
معنی جمله فوق هم بلند شدن تا فرود آمدن هواپیما

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی touch down

کلمه : touch down
املای فارسی : تاچ دون
اشتباه تایپی : فخعزا یخصد
عکس touch down : در گوگل

آیا معنی touch down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )