برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

tons

واژه tons در جمله های نمونه

1. five tons of explosives
پنج تن مواد منفجره

2. several tons of the wheat were downgraded for containing sand
چندین تن ازگندم‌ها را به خاطر داشتن شن تنزل مرغوبیت دادند.

3. two tons of rice were consigned to the company's address
دو تن برنج به آدرس شرکت فرستاده شد.

4. he has tons of money
یک عالمه پول دارد.

5. over ten million tons of ore were excavated from that pocket
بیش از ده میلیون تن خاک معدنی از آن حفره خارج شد.

6. smugglers have smuggled tons of heroin into the country
قاچاقچیان چندین تن هروئین به کشور قاچاق کرده‌اند.

7. the germans extract several million tons of oil each year
آلمان‌ها هر ساله چندین میلیون تن نفت استخراج می‌کنند.

8. experts reckon that about one hundred tons of cement will be needed
کارشناسان برآورد می‌کنند که حدود صد تن سیمان مورد نیاز خواهد بود.

9. i place its weight at five tons
من وزن آن را پنج تن برآورد می‌کنم.

10. this time our haul weighed two tons
صید ما این بار دو تن بود.

11. they allowed the import of an additional 50 million tons of rice
آنان وارد کردن 50 میلیون تن برنج اضافی را مجاز دانست ...

معنی کلمه tons به انگلیسی

tons of money
• great wealth; large quantities of money

tons را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Askari
i have tons of ideas
tons=thousands
ایمان خوشگل
یه گله از چیزی
علی رعنایی
هزاران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی tons مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )