برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1644 100 1
شبکه مترجمین ایران

tonic

/ˈtɑːnɪk/ /ˈtɒnɪk/

معنی: تنیک، صوتی، نیروبخش، مقوی، صدایی، اهنگی
معانی دیگر: توانبخش، فرح بخش، مفرح، داروی مقوی، (زبان شناسی) نواختی، نواخت بر، (آب گازدار که با ودکا یا جین و غیره می آمیزند) تانیک، سودا، وابسته به یا عامل کشیدگی طبیعی عضلات، کشمندگر، کششی، کشسانی، (مشددترین هجای واژه) هجای تکیه بر، هجای فشارین، (موسیقی) نت اول، نت کلیدی، رجوع شود به: voiced

بررسی کلمه tonic

اسم ( noun )
(1) تعریف: something that refreshes or restores one's strength or vigor.
مشابه: remedy

(2) تعریف: a medicine with this effect.

(3) تعریف: the first note of a diatonic musical scale; keynote.
مشابه: key, keynote

(4) تعریف: carbonated quinine water, used in mixed drinks; tonic water.
صفت ( adjective )
مشتقات: tonically (adv.)
(1) تعریف: acting as a tonic.
متضاد: lethargic
مشابه: cordial

(2) تعریف: of, pertaining to, or based on the first note of a diatonic scale.

واژه tonic در جمله های نمونه

1. hair tonic
داروی تقویت مو

2. the tonic air of towchal increased my appetite
هوای فرح‌بخش توچال اشتهای مرا زیاد کرد.

3. a heart tonic
داروی مقوی قلب

4. gin and tonic
جین و آب گازدار

5. gin and tonic and a slice of lime
جین و تونیک و یک قاچ لیموترش

6. chinese is a tonic language
چینی یک زبان نواختی است.

7. a double gin and tonic
(مشروب) جین و تانیک دوبل

8. ginseng is an oriental tonic
جین‌سنگ یک داروی مقوی خاور دور است.

9. seeing mehri at that moment was a tonic for me
دیدن مهری در آن لحظه برایم نیروبخش بود.

10. We can use tonic water or orange juice as mixers.
[ترجمه ترگمان]ما می‌توانیم از آب و یا آب‌پرتقال به عنوان مخلوط‌کن استفاده کنیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم از آب تونیک یا آب پرتقال به عنوان میکسر استفاده کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I'll have a gin and slimline tonic, please.
...

مترادف tonic

تنیک (اسم)
tonic
صوتی (صفت)
acoustic , vocal , sonic , phonic , tonic , vowel , sonant , vocalic
نیروبخش (صفت)
tonic , bracing , life-giving
مقوی (صفت)
strengthening , tonic , nourishing , fortifying , restorative
صدایی (صفت)
phonic , tonic
اهنگی (صفت)
tonic

معنی عبارات مرتبط با tonic به فارسی

(آوا شناسی) فشار بر هجا، واجبخش فشار، تیکه صدا
داروی نیرو بخش یامقوی
(در آموزش آواز) روش سل - فا

معنی کلمه tonic به انگلیسی

tonic
• medicine or agent that strengthens and invigorates, something that restores and refreshes; preparation for the hair and scalp
• restorative, bracing, invigorating; based on the first tone of a scale (music); relating to tone or accent
• tonic or tonic water is a colourless, fizzy drink that has a slightly bitter flavour and is often mixed with alcoholic drinks.
• a tonic is a medicine that makes you feel stronger, healthier, and less tired.
• you can refer to anything that makes you feel stronger or more cheerful as a tonic.
bitter tonic
• tonic with a bitter taste that acts by invigorating the appetite and improving digestion

tonic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Shirinbahari
معجون انرژی زا
میثم علیزاده
● نوشیدنی انرژی زا
● نوشیدنی تلخ مزه ای که به همراه نوشیدنی های الکلی مصرف میشود
● صفا، رویداد فرح بخش
● مایع تقویت کننده مو
● نت اول از هشت نت موسیقی
tinabailari
موهایت دارد مي ریزد (كم پشت است) احتیاج به داروي تقویت دارد
Your hair is getting rather thin. It needs a tonic
محمد حاتمی نژاد
مرحله انقباض عضلات در حملات صرع

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی tonic

کلمه : tonic
املای فارسی : تونیک
اشتباه تایپی : فخدهز
عکس tonic : در گوگل

آیا معنی tonic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )