برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1471 100 1

tolerance

/ˈtɑːlərəns/ /ˈtɒlərəns/

معنی: بردباری، اغماض، تحمل، تاب، سعه نظر، قدرت تحمل نسبت بدارو یا زهر
معانی دیگر: مدارا، رواداری، سازگاری، شکیبایی، گذشت، لوطی گری، پذیرش، جایز شماری، طاقت، قدرت تحمل، تاب تحمل، مقاومت، آزادگی، دگراندیش پذیری

بررسی کلمه tolerance

اسم ( noun )
(1) تعریف: the ability or practice of accepting the race, religion, customs, opinions, or the like of other people; absence of negative prejudice; open-mindedness.
مترادف: broad-mindedness, liberalism, open-mindedness, toleration
متضاد: intolerance
مشابه: acceptance, altruism, benevolence, consideration, sympathy, understanding

(2) تعریف: the act or ability of withstanding or enduring.
مترادف: acceptance, endurance, forbearance, toleration
مشابه: indulgence, patience, resignation, restraint, stoicism, sufferance

- her tolerance of hot weather
[ترجمه ترگمان] تحمل آب و هوای گرم،
[ترجمه گوگل] تحمل او از آب و هوای گرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: in medicine, the ability to withstand the effects of a drug, poison, or the like.
مشابه: acceptance, limit, measure

(4) تعریف: in machine parts, a variation in size that will not cause malfunction; allowable variation.
مترادف: margin
مشابه: flexibility, give, latitude, leeway, variation

واژه tolerance در جمله های نمونه

1. tolerance is a sign of breeding
نداشتن تعصب نشانه‌ی داشتن پرورش صحیح است.

2. the government's tolerance of political dissenters
رواداری مخالفان سیاسی توسط دولت

3. a plant's heat tolerance
قدرت تحمل حرارت توسط یک گیاه

4. the basis of tolerance is the knowledge that there might be truth in opponents' ideas too
اساس مدارا این وقوف است که ممکن است عقاید مخالفان هم حاوی حقیقت باشد.

5. . . . generosity towards friends, tolerance toward enemies
. . . با دوستان مروت با دشمنان مدارا

6. i don't have any tolerance for liars
اصلا تاب تحمل دروغگوها را ندارم.

7. the degree of work tolerance of a diseased heart
میزان قدرت تحمل کار قلب بیمار

8. She had no tolerance for jokes of any kind.
[ترجمه A.A] او تحمل هیچگونه شوخی را نداشت|
[ترجمه ترگمان]او از هیچ گونه شوخی و شوخی خوشش نمی‌آمد
[ترجمه گوگل]او هیچ جوابی نداشت
[ترجمه شما] ...

مترادف tolerance

بردباری (اسم)
philosophy , toleration , fortitude , bearing , tolerance , patience , longanimity
اغماض (اسم)
connivance , tolerance
تحمل (اسم)
forbearance , toleration , tolerance , endurance , longanimity
تاب (اسم)
swing , sway , glow , tolerance , patience , twist , insinuation , kink
سعه نظر (اسم)
perspective , tolerance
قدرت تحمل نسبت بدارو یا زهر (اسم)
tolerance

معنی عبارات مرتبط با tolerance به فارسی

ظرفیت منم حدی داره - تحمل منم حدی داره
کم جنبه ای
خیلی بی جنبه ای - ظرفیت نداری

معنی tolerance در دیکشنری تخصصی

tolerance
[عمران و معماری] رواداری - مجال - خورند - مرز گذشت - تحمل - انحراف
[برق و الکترونیک] رواداشت ، محدوده خطا ، تلرانس - تحمل پذیری انحراف مجاز از مقدار معین شده که بر حسب مقادیر واقعی یا اغلب به صورت در صدی از مقدار نامی بیان می شود .
[مهندسی گاز] حدمجاز
[صنعت] تلرانس ، خطا ، حد قابل قبول خطا - انحراف مجاز از یک استاندارد یا اندازه اسمی که در بردارنده اندازه ، شکل و عملکرد می باشد.
[نساجی] رواداری - دقت تنظیم - دقت ساخت
[ریاضیات] خطای مجاز، حد مجاز خطا، مقدار خطا، تحمل، مجاز
[پلیمر] بادخوری، لقی، حد مجاز
[ریاضیات] رهیافت تحمل پذیری
[زمین شناسی] توزیع تحمل
[آمار] توزیع تحمل
[ریاضیات] ضریب حدود مجاز
[زمین شناسی] بازه تحمل
[ریاضیات] بازه ی تحمل
[آمار] بازه تحمل
[شیمی] خطای مجاز
[عمران و معماری] حد قابل تحمل
[نساجی] حد مجاز - حد رواداری
[ریاضیات] حد خطا
[زمین شناسی] حدهای تحمل
[ریاضیات] حدود تحمل، حد بازی، تفاوت مجاز، مرز روا داری، حدود لقی
[آمار] حدهای تحمل
[ریاضیات] رهیافت حساسیت تحمل پذیری
[عمران و معماری] انحراف مجاز
...

معنی کلمه tolerance به انگلیسی

tolerance
• endurance, broad-mindedness, indulgence; act of tolerating something (such as pain or difficulty)
• tolerance is the quality of letting other people say and do as they like, even if you do not agree or approve of it; used showing approval.
• tolerance is the ability to bear something painful or unpleasant.
• if someone or something has tolerance to a substance, they are exposed to it so often that it does not have very much effect on them.
tolerance award
• prize for patience and understanding
tolerance dose
• amount of radiation that a person can withstand over a certain period of time without becoming ill
displayed tolerance
• showed patience, was forbearing
fault tolerance
• ability of a system to continue operating as designed despite internal or external changes
impaired glucose tolerance
• borderline diabetes, latent diabetes, condition characterized by blood sugar levels that are abnormally high but not high enough to qualify as diabetes, igt (medicine)
museum of tolerance
• holocaust museum in los angeles (california, usa), part of the simon wiesenthal center

tolerance را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیدعلی ابراهیمی
به دامنه تغییرات یک کمیت تلرانس گفته میشود.
ایمان تخمیری
تلورانس: این کلمه در واقع غلط مصطلحی است که به جای تولرانس به کار می رود. معادل انگلیسی آن Tolerance می باشد و به معنی میزان تفاضل بزرگترین و کوچکترین مقادیر مجاز می باشد.
ebi
تاب آوری

ایرادپذیری ، خطاپذیری

بازه پذیرش/مُجاز

دامنه پذیرش/مجاز
صفدر
تلرانس درسته تلورانس.
منظور دامنه تغیرات یه عدد هست

F.B
تحمل کردن
قبول کردن چیزی با اینکه با آن نظر مخالف باشی
جلال نجاریزدی
در الکترونیک ضریب خطا
بهنام
درصد حساسیت
Omid
مدارا،رواداری،بردباری،سازگاری،شکیبایی،گذشت،لوطی‌گری،پذیرش،جایز شماری
... generosity towards friends , tolerance toward enemies
... با دوستان مروت با دشمنان مدارا
the government's tolerance of political dissenters
رواداری مخالفان سیاسی توسط دولت
the basis of tolerance is the knowledge that there might be truth in opponents' ideas too
اساس مدارا این وقوف است که ممکن است عقاید مخالفان هم حاوی حقیقت باشد.
آزادگی،دگراندیش پذیری
تاب،تحمل،طاقت،قدرت تحمل،تاب تحمل،مقاومت
the degree of work tolerance of a diseased heart
میزان قدرت تحمل کار قلب بیمار
a plant's heat tolerance
قدرت تحمل حرارت توسط یک گیاه
I don't have any tolerance for liars
اصلا تاب تحمل دروغگوها را ندارم.
گل
حدمجاز-حدود
آرین جان
آستانه تحمل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tolerance
کلمه : tolerance
املای فارسی : تلرانس
اشتباه تایپی : فخمثقشدزث
عکس tolerance : در گوگل

آیا معنی tolerance مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران