برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

to begin with


1- اولا، در آغاز 2- از پیش

واژه to begin with در جمله های نمونه

1. There were six of us to begin with, then two people left.
[ترجمه ترگمان]ما ۶ نفر بودیم که شروع کنیم و بعد دو نفر دیگه هم اونجا رو ترک کردن
[ترجمه گوگل]ما برای شروع از شش نفر بودیم، سپس دو نفر باقی مانده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. To begin with, she is too young for that kind of job.
[ترجمه ترگمان]برای شروع، او برای این نوع کار خیلی جوان است
[ترجمه گوگل]برای شروع، او برای این نوع کار خیلی جوان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You are wrong about the facts to begin with.
[ترجمه ترگمان]تو در مورد حقایق باید اشتباه کنی
[ترجمه گوگل]شما در مورد واقعیت هایی که با آنها شروع می شود اشتباه می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We can't go. To begin with, it's too cold.
[ترجمه ترگمان]ما نمی‌تونیم بریم برای شروع، هوا خیلی سرد است
[ترجمه گوگل]ما نمیتوانیم برویم برای شروع، خیلی سرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را ...

معنی کلمه to begin with به انگلیسی

to begin with
• first of all, firstly, first and foremost

to begin with را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معین کریمی
از ابتدا
نابغه
در ابتدا
علی حقی بستان آباد
برابر نهاد فارسی to begin with " پیش از همه" می باشد
در زبان فارسی اما گاهی بسته به بند ها، از " پیش از هر چیز " یا "در آغاز" " در نخست" و یا
از "یکیش اینکه " نیز می توان بهره جست.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی to begin with

کلمه : to begin with
املای فارسی : تو بگین وید
اشتباه تایپی : فخ ذثلهد صهفا
عکس to begin with : در گوگل

آیا معنی to begin with مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )