برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1433 100 1

to a fault


زیاده، زیادی، بحد افراط، بیش از حد، بی نهایت

بررسی کلمه to a fault

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to an extent that is almost too favorable or good.
مترادف: excessively, overly, overmuch, too, unduly

- He is generous to a fault.
[ترجمه ترگمان] او نسبت به یک گناه بخشنده است
[ترجمه گوگل] او به گناه سخاوتمند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه to a fault در جمله های نمونه

1. She is generous to a fault.
[ترجمه ترگمان]او نسبت به یک گناه بخشنده است
[ترجمه گوگل]او برای گسل سخاوتمند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Jefferson was generous to a fault.
[ترجمه ترگمان]جفرسون آدم سخاوتمندی بود
[ترجمه گوگل]جفرسون به اشتباه سخاوتمندانه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Barry's kind, caring and generous to a fault.
[ترجمه ترگمان]بری مهربان و مهربان و سخاوتمند بود
[ترجمه گوگل]نوع بری، مراقبت و سخاوتمندانه به گسل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. David was gentle, generous and accommodating to a fault.
[ترجمه ترگمان]دیوید مهربان و بخشنده و مهربان بود
[ترجمه گوگل]دیوید ملایم، سخاوتمندانه و متکی به خطا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He is generous to a fault .
...

to a fault را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Figure
بیش از حد و اندازه، در حد افراط، به صورت افراطی, ( آشری حدده = به ترکی), excessively, overly, too
to a degree exceeding normal or proper limits
Im forgiving to a fault

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی to a fault
کلمه : to a fault
املای فارسی : تو ا فالت
اشتباه تایپی : فخ ش بشعمف
عکس to a fault : در گوگل

آیا معنی to a fault مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )