برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1410 100 1

times

/taɪmz/ /taɪmz/

ضربدر

بررسی کلمه times

حرف اضافه ( preposition )
• : تعریف: multiplied by.

- Five times four equals twenty.
[ترجمه S.M.N.A.A] پنج ضربدر چهار مساوی با بیست.
|
[ترجمه ترگمان] پنج برابر چهار برابر بیست
[ترجمه گوگل] پنج بار چهار برابر بیست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه times در جمله های نمونه

1. at times he dallied with the idea of getting married
گاهی اوقات فکر ازدواج به سرش می‌زد.

2. at times his poetry tends to become precious
گهگاه شعر او پرتصنع می‌شود.

3. modern times
عصر جدید

4. numerous times
بارها

5. penurious times
دوران تنگدستی

6. prehistoric times
دوران ما قبل تاریخ

7. seven times your weight
هفت برابر وزن تو

8. several times
چندین بار

9. the times were difficult
زمانه پر از دشواری بود.

10. three times a day
روزی سه بار،سه بار در روز

11. three times the normal amount
سه برابر میزان معمول

12. two times four
دو ضربدر چهار

13. two times three is six
دو ضربدر سه می‌شود شش.

14. at times
گهگاه،گاه به گاه،برخی از اوقات

15. between times
...

معنی عبارات مرتبط با times به فارسی

پی در پیبی شمار
چندبار، چندین بار
مطابق یا همراه با زمان، مطلع به آخرین اطلاعات، آگاه بر اوضاع زمانه
درهمه اوقات، همیشه
گهگاه، گاه به گاه، برخی از اوقات، گاه گاهی
قدیمی مسلک، عقب افتاده، امل، از حال بی خبر، کهنه، بی خبراز
در میان دو زمان یا دوره، در آن میان
بسیاربارها، چندین بار
از زمان خیلی قدیم، اززمانی که کسی بیاد ندارد، از عهد دقیانوس
چندین بار
ازمنه ماقبل تاری

معنی times در دیکشنری تخصصی

times
[ریاضیات] ضرب در
[حسابداری] دفعات واریز بهره،سود تضمین شده
[کامپیوتر] تایمز رومن . - نوعی حروف خوانا که در سال 1931 استانلی مورسین آن را برای روزنامه ی تایمز لندن طراحی کرد . این نوع حروف یکی از فونت های معروف چاپگرهای لیزری هستند .
[برق و الکترونیک] به تعداد دفعات مشخص
[حسابداری] تایمز مالی
[ریاضیات] بینهایت بار
[ریاضیات] به کرات
[ریاضیات] تعداد دفعات
[آمار] زمانهای گذر
[ریاضیات] r بار
[ریاضیات] در بعضی موارد

معنی کلمه times به انگلیسی

times are bad
• difficult period, hard period of time
times of no combat
• period of time when there is no fighting, period of time when no war is taking place
times of trouble
• times of distress, difficult period of time
times were changing
• new opinions were heard, the approach changed, attitudes changed
a thousand times
• many times, often
abreast of the times
• updated, up-to-date
ancient times
• period of time in the distant past, primeval days
at times
• sometimes, from time to time, now and then
behind the times
• out-of-date, outmoded, backward
between times
• at intervals, during intervals
chicago sun times
• one of the largest daily newspapers in the united states (published in chicago, illinois)
design times
• bimonthly american magazine for professionals and consumers that is devoted to topics related to interior design and decoration
difficult times
• time of poverty or hardship, hard times, difficult period
former times
• the past, the old days
good old times
• good old days, the days of glory, happy times from the past
hard times
• difficult period, trying times, troubled times (caused by economic problems, etc.)
in ancient times
• during the olden days, ...

times را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی
چند برابر
محدثه فرومدی
بارها، دفعات، مراتب
زمان، روزگار، ایام، دوران

تایمز
Times Atlas = اطلس تایمز
میثم علیزاده
● اگر s انتهایی، s جمع باشد time s :
1. دفعات
2. اوقات، ایام
● اگر s جمع نباشد و کلمه times مد نظر باشد:
1. ضربدر
Two times two equals four
دو دوتا میشه چهارتا.
2. چند برابر کردن( فعل)
Then you times that by 50
بعد، ۵۰ برابرش کن.
فرشتهِ عشق
I was by your side in difficult times
I was upset with your problems
I was accused of worshiping money on your behalf
I was patient, I fell in love with you for a few healthy years without you
I made a mistake, not out of loyalty
But for love
I have no love for you from today
در شرایط سختی ها در کنارت بودم
با مشکلات تو من ناراحت شدم
از جانب تو متهم به پرستش پول شدم
صبور ماندم چند سالم را بدون تو به عشق تو سر کشیدم
اشتباه محض کردم نه بخاطر وفاداری
بلکه به خاطر دوست داشتن (عشق)
عشقي نسبت به شما از امروز به بعد ندارم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی times
کلمه : times
املای فارسی : تایمز
اشتباه تایپی : فهئثس
عکس times : در گوگل

آیا معنی times مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )