برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

thrust upon


تحمیل کردن، (به زور) دادن

thrust upon را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی باقری
Thrust sth upon/on sb
به زور چیزی را به کسی تحمیل کردن
He had marriage thrust upon him

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی thrust upon
کلمه : thrust upon
املای فارسی : تهروست یوپن
اشتباه تایپی : فاقعسف عحخد
عکس thrust upon : در گوگل

آیا معنی thrust upon مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )