برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1561 100 1
شبکه مترجمین ایران

throw oneself into


(با حرارت و پشتکار) به کاری پرداختن، دست به کار شدن

معنی کلمه throw oneself into به انگلیسی

throw oneself into
• start energetically, buckle down (to work)

throw oneself into را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

farimoon
تمام توجه خود را معطوف کاری کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی throw oneself into

کلمه : throw oneself into
املای فارسی : ترو انسلف اینتو
اشتباه تایپی : فاقخص خدثسثمب هدفخ
عکس throw oneself into : در گوگل

آیا معنی throw oneself into مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )