برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1397 100 1

through out


سراسر، تماما، ازدرون وبیرون، بکلی، از همه جهت، درتمام مدت، سرتاسر

معنی through out در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] تماما ، بکلی ، سرتاسر

through out را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی through out
کلمه : through out
املای فارسی : تهروق آوت
اشتباه تایپی : فاقخعلا خعف
عکس through out : در گوگل

آیا معنی through out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )