برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

thrive

/ˈθraɪv/ /θraɪv/

معنی: پیشرفت کردن، موفق شدن، رونق یافتن، کامیاب شدن
معانی دیگر: رونق داشتن، (بازار چیزی) گرفتن، گل کردن، شکوفا شدن، پر رونق بودن، (سریع) رشد کردن، بالیدن، رستن، نمو کردن، برومند شدن، (آب و هوا یا شرایط و غیره) به کسی ساختن

بررسی کلمه thrive

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: thrives, thriving, thrived, thriven, throve
مشتقات: thriving (adj.), thrivingly (adv.)
(1) تعریف: to progress well or succeed; prosper.
مترادف: boom, flourish, prosper
متضاد: languish
مشابه: advance, burgeon, progress, succeed

(2) تعریف: to grow vigorously or stay healthy.
مترادف: burgeon, flourish
متضاد: decline, fade, languish, wilt, wither
مشابه: bloom, blossom, grow, wax

- He thrives on a diet of vegetables.
[ترجمه ترگمان] او از رژیم غذایی سبزیجات لذت می‌برد
[ترجمه گوگل] او در رژیم غذایی سبزیجات رشد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- This plant thrives in a dry climate.
[ترجمه ترگمان] این گیاه در آب و هوای خشک رشد می‌کند
[ترجمه گوگل] این گیاه در آب و هوای خشک رشد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه thrive در جمله های نمونه

1. goats thrive in mountainous areas
بز در جاهای کوهستانی خوب پرورش می‌یابد.

2. be modest especially when you thrive
فروتن باش به ویژه هنگام کامیابی.

3. He that will thrive must rise at five.
[ترجمه ترگمان]او که رشد خواهد کرد باید در ساعت پنج افزایش یابد
[ترجمه گوگل]او که رشد خواهد کرد باید پنج برابر شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A man can never thrive who had a wasteful wife.
[ترجمه سحر] مردی که زن ولخرج داره هرگز نمی تونه رشد کنه
|
[ترجمه ترگمان]یک مرد هرگز نمی‌تواند رشد کند که زن wasteful
[ترجمه گوگل]یک مرد هرگز نمیتواند رشد کند که همسر بیچاره داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Ill weeds are sure to thrive.
[ترجمه ترگمان]حتم دارم که علف‌های هرز رشد می‌کنند
[ترجمه گوگل]علف های هرز رشد می کنند
[ترجمه شما] ...

مترادف thrive

پیشرفت کردن (فعل)
progress , improve , further , march , go forward , buck up , prosper , thrive
موفق شدن (فعل)
get on , prosper , do well , succeed , get rich , make good , make out , thrive , make it
رونق یافتن (فعل)
prosper , thrive
کامیاب شدن (فعل)
prosper , succeed , thrive

معنی کلمه thrive به انگلیسی

thrive
• prosper, flourish, succeed
• when people or things thrive, they are healthy, happy, or successful.

thrive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابراهیم علیزاده
موفق شدن. کامیاب شدن
Hannane
Improve پیشرفت
محدثه فرومدی
رونق گرفتن
محمد
رشد کردن
آقاپارسا
رشد یا پرورش مناسب(برای کودکان حیوانات گیاهان)
پوریا برزعلی
شکوفا شدن
سهیل
بالیدن
Figure
۱- رشد کردن، بالیدن، grow, succeed
۲- لذت بردن، خوششون‌میاد
Men thrive on the sophistication, experience, and knowledge an older woman brings to the
. relationship

حیدری
1-رشد کردن

.Today his company continues to thrive
امروز شرکت او به رشد خود ادامه می دهد.
.Lavender thrives in poor soil
اسطوخودوس در خاک ضعیف رشد می کند.

2- موفق عمل کردن

.Many people thrive on a stressful lifestyle
بسیاری از افراد در یک سبک زندگی پر استرس موفق عمل می کنند.

.Creative people are usually very determined and thrive on overcoming obstacles
افراد خلاق معمولاً بسیار مصمم هستند و در عبور از موانع موفق عمل می کنند.
Farhood
رونق داشتن
Companies need to keep to deadlines if they are to survive and thrive
بهمن اسماعیل زاده کندجانی
1-رشد وکامیابی
2- رشد وشکوفایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی thrive

کلمه : thrive
املای فارسی : تهریو
اشتباه تایپی : فاقهرث
عکس thrive : در گوگل

آیا معنی thrive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )