برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1644 100 1
شبکه مترجمین ایران

theoretical

/ˌθiəˈretɪkl̩/ /θɪəˈretɪkl̩/

معنی: علمی، نظری
معانی دیگر: نگره ای، دیدمانی، تئوریک، وابسته به یا از نظر تئوری

بررسی کلمه theoretical

صفت ( adjective )
مشتقات: theoretic (adj.), theoretically (adv.)
(1) تعریف: of, relating to, or consisting of theory.
متضاد: clinical, practical
مشابه: abstract, hypothetical

- Psychologists have been working to construct a theoretical model of memory storage and retrieval.
[ترجمه ترگمان] روانشناسان تلاش کرده‌اند تا یک مدل تیوریک از ذخیره‌سازی و بازیابی حافظه ایجاد کنند
[ترجمه گوگل] روانشناسان برای ساخت یک مدل نظری از ذخیره و بازیابی حافظه تلاش می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: based only on theory; hypothetical.
مترادف: hypothetical
متضاد: empirical
مشابه: abstract, academic, conjectural, moot, speculative

(3) تعریف: tending to form theories; speculative.
مترادف: speculative
مشابه: contemplative, investigative, meditative, probing, thoughtful

واژه theoretical در جمله های نمونه

1. theoretical learning
یادگیری نظری،دانش نظری

2. practical knowledge as opposed to theoretical knowledge
دانش تجربی در برابر دانش تئوری

3. the students were given a heavy dose of dry, theoretical material
به شاگردان مقدار زیادی مواد درسی خشک و نظری می‌دادند.

4. She has theoretical knowledge of teaching, but no practical experience.
[ترجمه ترگمان]او دارای دانش تئوریکی از تدریس است، اما هیچ تجربه عملی ندارد
[ترجمه گوگل]او دارای تئوری تدریس است، اما هیچ تجربه عملی ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This book is too theoretical; I need a practical guide.
[ترجمه ترگمان]این کتاب خیلی تئوریک است؛ من به یک راهنمای عملی نیاز دارم
[ترجمه گوگل]این کتاب خیلی نظری است من به یک راهنمای عملی نیاز دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It's a theoretical matter as well as a practical one.
[ترجمه ترگمان]این یک موضوع نظری و نیز عملی است
[ترجمه گوگل]این یک موضوع نظری و همچنین عملی است
[ترجمه شما] ...

مترادف theoretical

علمی (صفت)
scientific , methodical , theoretical , theoretic
نظری (صفت)
visionary , theoretical , theoretic

معنی theoretical در دیکشنری تخصصی

theoretical
[ریاضیات] نظری، کلی، فرضی، نظریه، نگرش، تئوریک، نگره ای
[آب و خاک] نظری
[حسابداری] ظرفیت اسمی(ایده ال)
[ریاضیات] ظرفیت تئوریکی، ظرفیت اسمی
[شیمی] شیمی نظری
[آب و خاک] آبدهی نظری
[ریاضیات] فرمول نظری
[ریاضیات] فراوانی های نظری
[زمین شناسی] فراوانی نظری
[ریاضیات] فراوانی نظری
[آمار] فراوانی نظری
[زمین شناسی] انرژی نهفته ناخالص نظری
[ریاضیات] نظری استنباطی
[آب و خاک] هواشناسی نظری
[شیمی] بشقابک نظری

معنی کلمه theoretical به انگلیسی

theoretical
• existing only theory, hypothetical, abstract, speculative
• theoretical means based on or concerning the ideas and abstract principles of a subject, rather than the practical aspects of it.
• a theoretical situation is supposed to exist, but in reality it may not.
theoretical kabala
• basics of the kabbala, principles of jewish mysticism
theoretical nature
• state of being speculative, hypothetical nature, state of being suppositional

theoretical را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد حاتمی نژاد
نظری
Theoretical purposes
مقاصد نظری
موسی
1. Alexey Alexandrovitch devoted some time to the theoretical study of the subject.
الکسی الکساندروویچ مدتی را به مطالعه تئوریک موضوع اختصاص داد.
2. That was just a theoretical solution until we tested it.
این فقط یک راه حل فرضی بود تا زمانی که آن را آزمایش کنیم.
3. Empirical, theoretical, and simulation studies have led to a number of dramatic demonstrations of the importance of adequate taxon sampling.
مطالعات تجربی ، تئوریک و شبیه سازی منجر به تعدادی اثبات مهم از اهمیت نمونه برداری تاکسون کافی شده است.
4. In theoretical science, we have no reason to suppose that we are ever talking about anything.
در علوم نظری ، هیچ دلیلی نداریم که تصور کنیم که ما همیشه درمورد هر چیزی صحبت می کنیم.
5. A simple theoretical construct underlies the theory and practice of counterinsurgency warfare.
یک ساختار ساده نظری اساس تئوری و عملکرد جنگ ضد شورش است.
6. There were important theoretical reviews, but the emphasis was in practical methodologies.
بررسیهای نظری مهمی وجود داشت ، اما تأکید بر روشهای عملی بود.

Theoretical= نظری،تئوریک،فرضی


معانی دیگر >>>> انگاشتی،نگره ای،دیدمانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی theoretical

کلمه : theoretical
املای فارسی : تهئورتیکل
اشتباه تایپی : فاثخقثفهزشم
عکس theoretical : در گوگل

آیا معنی theoretical مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )