برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1404 100 1

texture

/ˈtekst͡ʃər/ /ˈtekst͡ʃə/

معنی: شالوده، بافت، بافندگی، بافته، تار و پود، پارچه منسوج، دارای بافت ویژهای نمودن
معانی دیگر: بافت (روش بافتن)، ویژگی، خصوصیت، نهاد، ترکیب، ساختار، (نرمی یا زبری و غیره) پرماس، دارای بافت بخصوص کردن، (در اصل) پارچه

بررسی کلمه texture

اسم ( noun )
مشتقات: textural (adj.), textured (adj.)
(1) تعریف: the appearance or feel of something, esp. a surface, resulting from the nature or arrangement of the substance or material that constitutes it.
مترادف: feel, look
مشابه: appearance, aspect, fineness, grit, nap, roughness, smoothness, touch

- skin with smooth texture
[ترجمه ترگمان] پوست با بافت صاف
[ترجمه گوگل] پوست با بافت صاف
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- the grooved or grainy texture of wood
[ترجمه ترگمان] بافت شیار دار یا دانه‌دانه چوب
[ترجمه گوگل] بافت چوب و یا دانه دانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the structure or arrangement of material in a fabric.
مترادف: weave
مشابه: character, composition, structure

(3) تعریف: the arrangement of parts in anything, esp. perceived as having particular relationship.
مترادف: composition
مشابه: configuration, design, disposition, makeup, pattern, structure

- the texture of a community
...

واژه texture در جمله های نمونه

1. the texture of society
ساختار جامعه

2. the distinctive texture of mediterranean culture
ویژگی مشخص فرهنگ مدیترانه‌ای

3. the fine texture of naeen rugs
بافت ریز قالیچه‌های نایین

4. cloth of loose texture
پارچه‌ی شل بافت

5. cement with a coarse texture
سیمان زبر

6. cloth with a loose texture
پارچه شل‌بافت

7. cloth with a twilled texture
پارچه‌ی دارای بافت جناغی

8. the differences in color and texture between these two fabrics
ناهمسانی‌های رنگ و بافت میان این دو پارچه

9. this kind of wood has a soft texture
این نوع چوب نرم است (ساختار نرمی دارد).

10. by the friends they keep you shall know the texture of men's souls
خصوصیات روحی مردم را از روی بررسی دوستانی که دارند خواهی شناخت.

11. The cheese is firm in texture and has a strong flavour .
[ترجمه ترگمان]پنیر در بافت محکم است و طعم قوی دارد
[ترجمه گوگل]پنیر در بافت قوی است و عطر و طعم قوی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح ت ...

مترادف texture

شالوده (اسم)
base , sole , skeleton , infrastructure , kernel , foundation , texture , pedestal , ground plan
بافت (اسم)
texture , weave , fiber , fibre , tissue , contexture
بافندگی (اسم)
texture , weave , knitting
بافته (اسم)
texture , web , tissue , wale , mesh
تار و پود (اسم)
texture , sinew , warp and woof
پارچه منسوج (اسم)
texture
دارای بافت ویژهای نمودن (فعل)
texture

معنی عبارات مرتبط با texture به فارسی

معنی texture در دیکشنری تخصصی

texture
[خودرو] بافت
[شیمی] بافت
[عمران و معماری] بافت
[کامپیوتر] الگو .
[برق و الکترونیک] بافت ، طرح ، زمینه
[نساجی] تکسچر - بافت - زمینه - طرح - نقشه - نقش - تراکم تار و پود در اینچ پارچه
[معدن] بافت (سنگ شناسی)
[پلیمر] نسج، بافت
[آب و خاک] بافت
[زمین شناسی] بافت
[کامپیوتر] صئرت نمایی الگویی اعمال یک الگو به سطحی از مدل اسکلتی سه بعدی .
[عمران و معماری] بافت خاک
[زمین شناسی] بافت سنگ - یک سنگ با ویژگیهاى اندازه ذره یا بلور، تغییرات اندازه ذرات، گرد شدگى یا گوشه دار بودن و جهت یافتگى ترجیحى شناخته مى شود
[نساجی] قالی تکسچر- نوعی قالی ماشینی قدیمی
[زمین شناسی] بی شکل (از نظر بافت وساخت)
[نفت] بافت رسی
[خاک شناسی] بافت درشت
[آب و خاک] بافت درشت
[معدن] بافت کوکاد (زمین شناسی اقتصادی)
[معدن] بافت کلوفرم ...

معنی کلمه texture به انگلیسی

texture
• feel, grain, weave, structure
• weave
• the texture of something is the way that it feels when you touch it.

texture را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Yazdan Bodaghi
بافت
مِهـرانا
بافــت-Something that when you touch sth you feel
فیض
مواد آرایشی
ebi
ساخت
متین
نقش و ساختار
مزدک
مواد تشکیل دهنده، ساختار
مبینا
ظاهر
Hamed
احتمالا نوعی غذا
مسعود.ه.ز
بافت زمینه
سعید ترابی
بافت، ساختار، ویژگی
سحر
زمینه
رضا
1- در مورد پارچه و ... میشه بافت (مثل the smooth texture)
2- در مورد غذا میشه طعم (مثل it has a creamy texture)
3- در مورد نوشته، موسیقی و کلا هنر میشه ترکیب بندی (مثل the rich texture of Shakespear's English)
علی هادی
جنس و نوع چیزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی texture
کلمه : texture
املای فارسی : تختور
اشتباه تایپی : فثطفعقث
عکس texture : در گوگل

آیا معنی texture مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )