برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

testing

/ˈtestɪŋ/ /ˈtestɪŋ/

معنی: ازمایش

بررسی کلمه testing

اسم ( noun )
• : تعریف: the act or practice of administering or undergoing a test or tests.

واژه testing در جمله های نمونه

1. testing nuclear weapons under the sea
آزمایش کردن سلاح‌های اتمی در زیر دریا

2. testing the strength of a new bomb
آزمایش قدرت یک بمب جدید

3. the enemy is testing our resolve
دشمن دارد اراده‌ی ما را امتحان می‌کند.

4. the motor had undergone extensive testing
موتور مورد آزمایش‌های زیادی قرار گرفته بود.

5. Cancer deaths caused by fallout from weapons testing could rise to 4 million over the next few centuries.
[ترجمه ترگمان]مرگ‌های ناشی از آزمایش سلاح منجر به مرگ ۴ میلیون نفر در طول چند قرن آینده خواهد شد
[ترجمه گوگل]مرگ و میر سرطان ناشی از تخريب تست های سلاح می تواند طی چند قرن بعد به 4 میلیون افزایش یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The company has introduced random drug testing of its employees.
[ترجمه ترگمان]این شرکت آزمایش مواد مخدر تصادفی کارمندان خود را ارائه کرده‌است
[ترجمه گوگل]این شرکت تست دارویی تصادفی از کارکنان خود را معرفی کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Testing is taking up an inordinate amount of teachers' time.
...

مترادف testing

ازمایش (اسم)
test , assay , temptation , experiment , shy , trial , testing , tryout , try , exam , examination , experience , examen , experimentation , probation , screening

معنی عبارات مرتبط با testing به فارسی

ازمایش خودکار
ازمایش برنامه
ازمایش اشباعی
خودازما

معنی testing در دیکشنری تخصصی

testing
[عمران و معماری] آزمایش - آزمون
[برق و الکترونیک] آزمایش کردن
[فوتبال] آزمایش کردن
[نساجی] آزمایش کردن
[ریاضیات] آزمون کردن
[آمار] 1. آزمون 2. آزمون سازی
[پلیمر] آزمون ناجور اتمها
[آمار] آزمون برای نرمال چندمتغیّره بودن
[آمار] آزمون برای تقارن
[برق و الکترونیک] تابع آزمایشی
[زمین شناسی] آزمون فرضیه
[آمار] آزمون فرضیه
[عمران و معماری] ماشین آزمایش
[ریاضیات] آزمون فرض
[عمران و معماری] برنامه آزمایش
[ریاضیات] شیوه های آزمون
[آمار] شیوه های آزمون
[آمار] نظریه آزمون سازی
[آمار] آزمون عمر شتابیده
[کامپیوتر] الفبا . - آزمون آل ...

معنی کلمه testing به انگلیسی

testing
• having the characteristics of an examination or test; trying, subjecting to strain
• examining, quizzing, editing of a test
• testing problems or situations are very difficult to deal with.
testing laboratory
• laboratory where experiments are performed, center for performing quality testing
testing scenario
• detailed outline of the conditions under which testing will be carried out
abrasion testing
• testing procedure to determine the ability to withstand the effects of rubbing and scuffing of ink
anonymous testing
• testing in which the one being tested remains nameless
end nuclear testing
• stop testing nuclear explosives
halt of nuclear testing
• stopping nuclear testing
self testing
• examination of a computer's functions performed automatically at start-up
ultrasonic testing
• scanning of surfaces using ultrasound

testing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یوسف صابری
سخت و مشکل
Difficult
داود رمضانی
حال کسی رو سر جا آوردن-حواس کسی رو جمع کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی testing

کلمه : testing
املای فارسی : تستینگ
اشتباه تایپی : فثسفهدل
عکس testing : در گوگل

آیا معنی testing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )