برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1578 100 1
شبکه مترجمین ایران

testes


جمع واژه ی: testis

واژه testes در جمله های نمونه

1. The testes also are engorged and swell.
[ترجمه ترگمان]عوارض آن engorged و متورم است
[ترجمه گوگل]تست نیز تحریک شده و متورم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This species has small testes for its body size, even though the literature records that females associate with several males.
[ترجمه ترگمان]این گونه‌ها به اندازه بدن خود مورد استفاده قرار می‌گیرند، حتی با وجود این که پیشینه تحقیقات آن زنان را با چندین مرد مرتبط می‌کند
[ترجمه گوگل]این گونه برای اندازه بدن خود دارای تست های کوچک است، حتی اگر ادبیات نشان می دهد که زنان با چندین مرد ارتباط دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. One of the major functions of the testes is to produce testosterone, the most potent androgen.
[ترجمه ترگمان]یکی از وظایف اصلی آن، تولید تستوسترون، the potent است
[ترجمه گوگل]یکی از مهمترین وظایف این تست ها تولید تستوسترون، آندروژن قوی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Innumerable ovaries and testes seamlessly grafted into place.
[ترجمه ترگمان] ovaries از هم جدا میشن و ...

معنی کلمه testes به انگلیسی

testes
• a man's testes are the same as his testicles.

testes را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سالار حسین‌‌پور
بیضه ها ، خایه ها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی testes

کلمه : testes
املای فارسی : تستس
اشتباه تایپی : فثسفثس
عکس testes : در گوگل

آیا معنی testes مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )