برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1463 100 1

testator

/teˈsteɪtər/ /teˈsteɪtə/

معنی: شاهد، مورث، موصی، وصیتکننده، میراث گذار
معانی دیگر: موصی (به ویژه متوفی)، میراک گذار

بررسی کلمه testator

اسم ( noun )
• : تعریف: one who has left a legally valid will.

واژه testator در جمله های نمونه

1. What is the effect of a testator instructing his daughter to make no will?
[ترجمه ترگمان]کدام یک از موصی له به دخترش دستور نمی‌داد که وصیت نکنند؟
[ترجمه گوگل]تأثیر یک مسیحی که دخترش را به اراده نمی دهد، چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A testator would do well, however, to set up a trust if he was concerned that his will might fail.
[ترجمه ترگمان]با این حال، اگر او نگران این باشد که اراده او شکست بخورد، موصی له خوب عمل نخواهد کرد
[ترجمه گوگل]با این حال، یک تستاتور می تواند برای ایجاد یک اعتماد، اگر او نگران بود که او می تواند موفق شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Apparently the intention of the testator is to remit a debt, so this is in effect a bequest of liberatio.
[ترجمه ترگمان]از قرار معلوم قصد of این است که یک بدهی را پرداخت کند، بنابراین این امر در واقع یک وصیتنامه است
[ترجمه گوگل]ظاهرا قصد تسخیر کننده این است که یک بدهی را بدهد، پس این در واقع تقدیس آزادی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A testator can revoke his will at any time during his life.
...

مترادف testator

شاهد (اسم)
instance , affiant , witness , testator , testimonial , testifier , testate , looker on , theme , voucher , warranter
مورث (اسم)
testator , testate
موصی (اسم)
testator
وصیتکننده (اسم)
testator
میراث گذار (اسم)
testator

معنی testator در دیکشنری تخصصی

testator
[حقوق] موصی، وصیت کننده، متوفای با وصیت نامه

معنی کلمه testator به انگلیسی

testator
• one who has made a valid will

testator را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی testator
کلمه : testator
املای فارسی : تستتر
اشتباه تایپی : فثسفشفخق
عکس testator : در گوگل

آیا معنی testator مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران