برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1359 100 1

terminal

/ˈtɜːrmənl̩/ /ˈtɜːmɪnl̩/

معنی: پایان، انتها، ایستگاه نهایی، اخر خط راه اهن یا هواپیما، نهایی، پایانی، انتهایی، پایانه، واقع در نوک
معانی دیگر: واقع در پایان، پایانه ای، آخرین، (به ویژه بیماری) درمان ناپذیر، علاج ناپذیر، مرگ فرجام، کشنده، نزدیک به مرگ، مردنی، دوره ای، گاهوار، پاره سالی، (گیاه شناسی) روینده در سرشاخه یا ساقه، سرشاخه ای، سرساقه ای، (اتوبوس و غیره) پایانه، ترمینال، ایستگاه (آخر)، پایانگاه، پایانجا، حد، ته، رجوع شود به: terminus، (مدار برق) نقطه ی اتصال، انتهای خط، سر (سیم)، (کامپیوتر) پایانه

بررسی کلمه terminal

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of, relating to, located at, or forming the end, limit, or boundary of something.
مشابه: bounding

- The dogs slowed their pace through the park as they reached the terminal cliffs.
[ترجمه ترگمان] وقتی به صخره‌های پایانه رسیدند سگ‌ها سرعت خود را از پارک رد کردند
[ترجمه گوگل] سگ ها به سرعت از طریق پارک به سرعت به صخره های ترمینال می رسند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: occurring at or being the end of a series, section, or the like; concluding; final.
مترادف: concluding, final, last
متضاد: inceptive, initial
مشابه: ultimate, utmost

- The terminal chapter of the novel was the hardest to write.
[ترجمه منصور] بخش پایانی رمان سخت ترین بخش برای نوشتن بود.|
[ترجمه ترگمان] فصل نهایی رمان از همه سخت‌تر بود
[ترجمه گوگل] بخش ترمینال رمان سخت ترین نوشته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه terminal در جمله های نمونه

1. terminal cancer
سرطان علاج ناپذیر

2. terminal feathers
پرهای انتهایی

3. terminal inspections
بازرسی های دوره‌ای

4. a terminal leaf
برگ سرشاخه‌ای

5. a terminal patient
بیمار مردنی

6. the terminal syllable of the word
آخرین هجای واژه

7. a hard-wired terminal
پایانه‌ی هم‌پیوند

8. the plus terminal
ترمینال مثبت

9. the airplane landed and taxied to the terminal
هواپیما فرود آمد و تا ترمینال روی باند حرکت کرد.

10. The car has reached its terminal speed and can run faster no longer.
[ترجمه ترگمان]ماشین به سرعت پایانه خود رسیده‌است و دیگر نمی‌تواند سریع‌تر بدود
[ترجمه گوگل]این ماشین سرعت خود را رسیده و دیگر نمی تواند سریعتر اجرا شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Plans are underway for a fifth terminal at Heathrow airport.
[ترجمه ترگمان]برن ...

مترادف terminal

پایان (اسم)
cessation , finish , termination , close , limit , end , conclusion , point , period , ending , sequel , terminal , finis , surcease , finality , winding-up
انتها (اسم)
termination , close , end , head , tailing , tag end , extremity , terminal , outrance , tail-end
ایستگاه نهایی (اسم)
terminal , terminus
اخر خط راه اهن یا هواپیما (اسم)
terminal
نهایی (صفت)
definitive , final , conclusive , terminal , ultimate , telic
پایانی (صفت)
final , terminal
انتهایی (صفت)
terminal , terminative , terminable
پایانه (صفت)
terminal
واقع در نوک (صفت)
terminal , vertical

معنی عبارات مرتبط با terminal به فارسی

(زبان شناسی) مکث پایانی، پایان درنگ
(ارتش) مرخصی استفاده نشده ی سرباز که هنگام خاتمه ی خدمت یکجا منظور می شود، مرخصی پایانی
نماد پایانی
واحد پایانه، واحد پایانی
(فیزیک) سرعت نهایی، تندی پایانی
پایانه مرکزی
پایانه اتصال
پایانه نمایشگر
پایانه دور دست
پایانه بازنشانی
پایانه کاربر

معنی terminal در دیکشنری تخصصی

terminal
[حسابداری] ترمینال،پایانه
[عمران و معماری] پایانه - ترمینال - پایانگاه - خروجی - مربوط به انتها - نهایی
[کامپیوتر] ترمینال ، پایانی ، پایانه . - ترمینال ، پایانه دستگاه ورودی - خروجی با یک صفحه نمایش و صفحه کلید برای ایجاد ارتباط با کامپیوتر - ترمینالهای اولیه ، ماشینهای تله تایپ بودند . امروزه بیشتر کامپیوترهای شخصی به عنوان ترمینال کامپیوترهای بزرگ استفاده می شوند . نگاه کنید به download . upload . modem . data . communication .
[برق و الکترونیک] پایانه ، سر - پایه ، پایانه 1- پیچ ، زایده لحیم شدنی یا نقطه دیگری که بتوان اتصالهای الکتریکی را با آن بر قرار کرد . 2. تجهیزات انتهای سیستم رفه ریزی موج یا کانال مخابراتی دیگر . 3. یکی از نقاط ورودی یا خروجی الکتریکی مدار یا قطعه 4. وسیله ای که امکان دسترسی به کامپیوتر راه دور را فراهم می کند .
[مهندسی گاز] نهائی ، هریک از دوانتها ، مبداومقصد
[زمین شناسی] پایانه ، پیچ اتصال - واحد وردی- خروجی که توسط آن کاربر با سیستم پردازش دادهها ارتباط برقرار میکند.
[نساجی] پایانه - نقطه انتهایی
[ریاضیات] پایانه، دوم، پایانی، نهایی، انجامی، انتهای
[نفت] پایانه
[شیمی] آمینو اسید انتهایی
[عمران و معماری] تکیه گاه انتهایی
[زمین شناسی] تکیه گاه انتهایی
[کامپیوتر] برنامه مقیم پایانی ایستا .
[برق و الکترونیک] محیط پایه سطح بزرگ شده ماده ی رسانا که اطراف سوراخ پایه را در مدار چاپی فرا می گیرد .
[برق و الکترونیک] برد پا ...

معنی کلمه terminal به انگلیسی

terminal
• either end of a passenger line; bus or train station; point of connection to a current (electricity)
• end, extremity, closing, concluding, final; mortal, incurable
• a terminal illness or disease causes death gradually and is incurable.
• a terminal is a place where vehicles, passengers, or goods begin or end a journey.
• a computer terminal is a piece of equipment consisting of a keyboard and a screen that is used for putting information into a computer or for getting information from it.
terminal disease
• illness that has no known treatment or cure
terminal emulation
• use of a communications program in order to enable a computer to function as a terminal
terminal leave
• final vacation before one's release from the military
terminal patient
• one who cannot be cured of his illness, one who is sick with an illness that has no cure as of yet
terminal stage
• final stage
air terminal
• airport building; terminal with facilities for passengers
• an air terminal is a building at an airport where you check in and wait for your flight, or arrive after your flight.
airline terminal
• area where passengers wait before boarding an airplane
border crossing terminal
• point designated for controlled passage across a border
computer terminal
• computer which is attached to a larger network
dumb terminal
• computer that is connected to a network and is unable to independently process data
fuel terminal
...

terminal را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
[رایانه و الکترونیک]

پایانگر ، پایان‌دهنده
بهمن عنایتی کاریجانی
هو
پایانه.محل انشعاب ،جعبه تقسیم برق ،پایانه مسافربری.
Mahta
It causes or results in death

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی terminal
کلمه : terminal
املای فارسی : ترمینال
اشتباه تایپی : فثقئهدشم
عکس terminal : در گوگل

آیا معنی terminal مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )