برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1465 100 1

term of office

واژه term of office در جمله های نمونه

1. The Government is elected for a five-year term of office.
[ترجمه ترگمان]دولت برای دوره پنج ساله ریاست‌جمهوری انتخاب می‌شود
[ترجمه گوگل]دولت برای یک دوره پنج ساله انتخاب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. An American President's term of office is four years.
[ترجمه ترگمان]دوره ریاست‌جمهوری رئیس‌جمهور آمریکا چهار سال است
[ترجمه گوگل]دوران ریاست جمهوری آمریکا چهار سال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His term of office expires at the end of June.
[ترجمه ترگمان]دوره ریاست‌جمهوری او در پایان ماه ژوئن به پایان می‌رسد
[ترجمه گوگل]دوران حبس او در پایان ماه ژوئن منقضی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The President has just entered upon another term of office.
[ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور تازه وارد یک دوره دیگر شده‌است
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور تازه وارد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی term of office در دیکشنری تخصصی

term of office
[حقوق] دوره تصدی

معنی کلمه term of office به انگلیسی

term of office
• period of time that one is in service
end of term of office
• conclusion of the given period of time for the job

term of office را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یاسمن
مدت اعتبار
musve
دوره صلاحیت
بهروز مددی
(طول) دوره (ریاست جمهوری، ....)
*** به جمله‌های نمونه داده شده در بالا توجه کنید.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی term of office مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران