برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1400 100 1

teenager

/ˈtiːˌnedʒər/ /ˈtiːneɪdʒə/

معنی: نوجوان
معانی دیگر: میان سیزده و نوزده سالگی، age teen نوجوان از ده تا 91 ساله

بررسی کلمه teenager

اسم ( noun )
• : تعریف: a person of age thirteen through nineteen.

واژه teenager در جمله های نمونه

1. Teenager Matt Brown is being hailed a hero for saving a young child from drowning.
[ترجمه M.Mehdi] مت براون نوجوان بخاطر نجات یک جوان از غرق شدن درخور یک قهرمان ستایش شد
|
[ترجمه ترگمان]نوجوان (مت براون)در حال ستایش از یک قهرمان برای نجات کودکی از غرق شدن است
[ترجمه گوگل]نوجوان مت براو به عنوان یک قهرمان برای صرفه جویی در یک کودک جوان از غرق شدن مورد ستایش قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The teenager ran away after being punished.
[ترجمه ترگمان]این نوجوان بعد از مجازات فرار کرد
[ترجمه گوگل]پس از مجازات، پسربچه فرار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. As a teenager I was painfully shy.
[ترجمه Muhammad] به عنوان يك نوجوان خجالت درد بدى براى من بود|
...

مترادف teenager

نوجوان (اسم)
adolescent , teenager , juvenile , youngster , stripling , younker , teener

معنی کلمه teenager به انگلیسی

teenager
• one who is between 13 and 19 years of age
• a teenager is someone between thirteen and nineteen years of age.

teenager را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حشمت
نوجوان
محمدعباس
نوجوان
بهاره
نوجوان
رقیه
نوجوان
علی اسدزاده
نوجوان
Mm
نوجوان
علیرضا
نوجوان
بهنام
نوجوان
م.ر.ط
●نوجوان.
●تازه به سن بلوغ رسیده.
Poo
نوجوان
Shayan
نوجوان
themahdieh
نوجوان🙋🏻‍♀️

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی teenager
کلمه : teenager
املای فارسی : تینیجر
اشتباه تایپی : فثثدشلثق
عکس teenager : در گوگل

آیا معنی teenager مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )