برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1435 100 1

technic

/ˈteknɪk/ /ˈteknɪk/

(جمع)مطالعه ی اصول و فنون یا هنرها، تروندشناسی، فن شناسی، رجوع شود به: technique، اصطلاحات وقواعد فنی، فنی، صناعت

بررسی کلمه technic

اسم ( noun )
(1) تعریف: (pl., but used with a sing. or pl. verb) the principles, methods, or study of an art or process.

(2) تعریف: variant of technique.
صفت ( adjective )
• : تعریف: technical.

واژه technic در جمله های نمونه

1. The belief that technics must replace politics makes technocrats sceptical about and even hostile towards politicians and political institutions.
[ترجمه ترگمان]این باور که technics باید جایگزین سیاست شود، باعث می‌شود که technocrats نسبت به سیاستمداران و نهاده‌ای سیاسی نسبت به سیاستمداران بدبین باشند
[ترجمه گوگل]اعتقاد بر اینکه تکنیک ها باید جایگزین سیاست شوند، تکنوکرات ها را نسبت به سیاستمداران و نهادهای سیاسی تردید و حتی متخاصم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Clarinet technic is very basic, and is the same for all styles of music.
[ترجمه ترگمان]Clarinet technic بسیار ساده است و برای همه سبک‌های موسیقی یک‌سان است
[ترجمه گوگل]تکنیک Clarinet بسیار ساده است و برای همه سبکهای موسیقی یکسان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The change of computer technic has caught many employees off guard.
[ترجمه ترگمان]تغییر of کامپیوتر بسیاری از کارکنان را خلع‌سلاح کرده‌است
[ترجمه گوگل]تغییر تکنیک کامپیوتری، کارکنان بسیاری را از دست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Stator and rotor adoptted heavy technic have higher insulation gr ...

معنی technic در دیکشنری تخصصی

[نساجی] فن - شیوه - روش - تکنیک
[ریاضیات] فن، تکنیک، صناعت
[سینما] فن تمام طلق

معنی کلمه technic به انگلیسی

technic
• of technics; of technology; practical, useful

technic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
ترفند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی technic
کلمه : technic
املای فارسی : تکنیک
اشتباه تایپی : فثزادهز
عکس technic : در گوگل

آیا معنی technic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )