برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1411 100 1

tea

/ˈtiː/ /tiː/

معنی: چای، رنگ چای
معانی دیگر: (گیاه شناسی) بته ی چای (thea sinensis)، نوشیدنی چای مانند، جوشانده، (انگلیس) چای و خوراک سبک در عصر، عصرانه، مهمانی عصر، پذیرایی سرشب، (خودمانی) ماری جوانا

بررسی کلمه tea

اسم ( noun )
(1) تعریف: an evergreen bush that bears white flowers and that grows primarily in China, Japan, India, and Sri Lanka.

(2) تعریف: the dried leaves of this plant.

(3) تعریف: a beverage that is made by steeping dried tea leaves or herbs in hot water, served hot or cold.

(4) تعریف: a social gathering or reception at which tea is served.

(5) تعریف: (slang) marijuana.

(6) تعریف: (chiefly British) a light afternoon meal of tea and sandwiches, cake, or biscuits; or the time at which this meal occurs.

(7) تعریف: (chiefly British) in some parts of Britain, the main evening meal, served early in the evening.

واژه tea در جمله های نمونه

1. tea merchant
بازرگان چای

2. tea plantation
مزرعه‌ی چای کاری

3. tea with sugar
چای با شکر

4. a tea canister
قوطی چای،چایدان

5. fresh tea is better than stale tea
چای تازه از چای مانده بهتر است.

6. freshly-brewed tea
چای تازه دم

7. herb tea
چای گیاهی (جوشانده)

8. herbal tea
چای گیاهی (از برگ گیاهان)

9. iced tea
چای با یخ

10. mint tea
چای نعناع،جوشانده‌ی نعناع

11. steaming tea
چای داغ (بخار دار)

12. the tea break has become an institution in many offices
تنفس برای صرف چای در خیلی از ادارات رسم شده است.

13. the tea is gone
چای تمام شده است.

14. the tea is gratis
چای مجانی است.

15. the tea is steeping
چای دارد دم می‌کشد.

16. the tea you have brewed i ...

مترادف tea

چای (اسم)
tea
رنگ چای (اسم)
tea

معنی عبارات مرتبط با tea به فارسی

چای کیسه ای، کیسه ی چای (کاغذی)، پاکت محتوی چای فوری
گوی چای (که چای را در آن می ریزند و آن را در قوری می گذارند)، صافی چای
(انگلیس) بیسکویت چای، شیرینی خشک (که با چای می خورند)
سینی چای
میز چرخدار (برای حمل چای و ظروف آن)، میزچای
پارچه روی سینی یامیزچای، دستمال برای خشکاندن فنجان ها
فنجان چای خوری
مجلس رقص عصر (یا سرشب)، ته دانسان، مهمانی چای ورقص
باه چایکاری
چای بوئی داردکه مختص خودان است، چای بوی ویژه ای دارد
در خاور قهوه خانه
چایی از اب بهتر است، چایی بر اب ترجیح دارد
چایی رابکیلو میفروشند، چایی به کیلو فروخته میشود
چای دم کن
tea pa ...

معنی tea در دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] transferred - electron amplifier-تقویت کننده الکترون انتقالی تقویت کننده دیودی ، که معمولاً با استفاده از دیود الکترون انتقالی عمل می کند و از گالیم آرسنید یا ناخالصی نوع N ساخته می شود که تقویتی تا محدودهی گیگاهرتز را تابش از 50 گیگا هرتز با توان خروجی کمتر از 1 w موج پیوسته ایجاد می کند . تقویت کنندگان نمونه ی آن است .
[صنایع غذایی] چای کیسه : چای در کیسه های کوچک سلولزی که آن را داخل لیوان چای قرار میدهند و آب جوشیده روی آن میریزند.
[زمین شناسی] پاکت محتوى چاى فورى ،چای کیسه ای - همچنین اصطلاحی است برای نوعی از آمیزش جنسی دهانی که در آن مرد کیسه بیضه خود را در دهان شریک جنسی خود قرار می دهد.این عمل از آن جا چای کیسه ای نام گرفته که همانند فرو کردن چای کیسه ای در فنجان می باشد.این عمل جز آمیزش های غیر دخولی است که می تواند برای لذت و یا برای پیش نوازش انجام گیرد.در برخی از نمونه ها کیسه بیضه فقط صورت و یا سر را لمس می کند در حالی در برخی دیگر این عمل شامل موارد بیشتری نیز می شود.
[برق و الکترونیک] transversely excited atmospheric - pressure laser-لیزر تحیک شده عرضی فشار - جوی لیزر گازی دینامیکی که مسیر تخلیه بین الکترودهای آن با قرار داد الکترودها در دو طرف مخالف لامپ تخلیه بسیار کوتاه می شود . تعداد بسیار زیادی از این زوج الکترونها در طول لامپ قرار داده می شوند تا تحریک کامل را فراهم کنند توانهای خروجی قله ای بیش از 1mw را می توان از آن به دست آورد .

معنی کلمه tea به انگلیسی

tea
• evergreen shrub of eastern asia; dried leaves of the tea plant; drink made from water filtered through tea leaves or other dried leaves; cup of tea; afternoon meal at which tea is served
• tea is a drink made with hot water and the chopped, dried leaves of a particular bush.
• tea is also the chopped, dried leaves that you use to make tea.
• other drinks made with hot water and leaves or flowers are also called tea.
• tea is also a light meal that is eaten in the afternoon, or in the early evening.
• if you say that something is not your cup of tea, you mean that you do not like it and would not choose to do it or have it.
tea bag
• small porous bag that contains tea leaves to make tea
• a tea bag is a small paper bag with tea leaves in it which is put into hot water to make tea.
tea break
• a tea break is a short time, usually in the morning and the afternoon, when you stop working and have a cup of tea or coffee.
tea caddy
• a tea caddy is a small tin in which you keep tea.
tea chest
• a tea chest is a large wooden box in which tea is packed when it is exported. some people use tea chests for putting things in when they move from one house to another.
tea cosy
• a tea cosy is a soft cover of cloth or wool which you put over a teapot to keep the tea hot.
tea dance
• dansant, type of social event of drinking tea and dancing held in late afternoon, dance that takes place at teatime
tea garden
• outdoor restaurant or garden where tea is served; tea plantation, plantation for growing tea
tea house
• cafe or restaurant where tea ...

tea را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمان
در معنای ماريجوانا، همراه با فعل take می آید:
take tea
amir
چای خشک شده و دم کشیده در اب جوش
سید محمد جواد طباطبایی
چای که با آب جوش در ست شده
erfan r
چایی دیگه، بقیه مترجما فشار نیارین به خودتون
حمید
معنی کوتاه و مختصر و مفید
چای خشک
tinabailari
چای
His mother made tea this morning
مادر او امروز صبح چای درست کرد 🏩🏩
زهرا😍
چای
از فعل make استفاده می کنیم
Make tea
هومان معمارباشی
کلمه ی tea در زبان یونانی τσάι می باشد. و در زبان عبرانی teh گویند. در زبان چینی باستان 茶 (چا) گویند. از اینرو (ت) تبدیل به (چ) می شود. و همینطور در تمامی زبان ها مثل فارسی:چای، ترکی:�ay،ولش: te. حتی در زبان زولو (یکی از زبان های آفریقایی) از زبان عبرانی تقلید کرده و itiye گویند. در کل بیشتر کشورهای مستقر در شرق اسرائیل کلمه ی چای را با کمی تفاوت چای تلفظ می کنند. و کشورهای مستقر در غرب آن را بازهم با کمی تفاوت teh گویند. این کلمه از باستان تاکنون تغییر خاصی نداشته است.
منظور از تفاوت این است که مثلاً چای در زبان عربی شای گویند. یعنی اول تلفظ <ت> بوده سپس <چ> شده و در بعضی کشورها مثل عراق برای سهولت در تلفظ <چ> را به <ش> تبدیل کرده اند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tea
کلمه : tea
املای فارسی : تئا
اشتباه تایپی : فثش
عکس tea : در گوگل

آیا معنی tea مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )