برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1434 100 1

tapering

واژه tapering در جمله های نمونه

1. a wall tapering from one meter at the bottom to ten centimeters at the top
دیواری که (عرض آن) در پایین یک‌متر است و د ربالا به ده سانتی متر کاهش می‌یابد.

2. There are signs that inflation is tapering.
[ترجمه ترگمان]نشانه‌هایی وجود دارد که تورم در حال کاهش است
[ترجمه گوگل]نشانه هایی وجود دارد که تورم در حال کاهش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They are gradually tapering off production of the older models.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها به تدریج تولید مدل‌های قدیمی‌تر را کاهش می‌دهند
[ترجمه گوگل]آنها به تدریج از تولید مدل های قدیمی سقوط می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Her foot pointed artfully toward tapering toes.
[ترجمه ترگمان]پایش ماهرانه به انگشت‌های tapering اشاره کرد
[ترجمه گوگل]پا او به شدت به سمت سفت شدن انگشتان پا اشاره کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His interest in poetry seems to be tapering off.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد علاقه او به ...

معنی کلمه tapering به انگلیسی

tapering
• gradually decreasing in width or thickness

tapering را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Figure
کم کردن، کاهش دادن، باریک کردن، کوچک کردن

۱- act of gradually lowering the size or amount
lowering
“the doctor prescribed the tapering of the dose”
The number of deaths is nearing half a million, with little sign of tapering off, and global health experts are continuing to sound the alarm

۲- the act of causing to become less
becoming gradually narrower
“long tapering fingers”
narrowing, narrow، not wide

۳- gradually decreasing until little remains
dwindling, decreasing
becoming less or smaller

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی tapering مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )