برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1358 100 1

talking of


حال که صحبت از، بمیان امد

واژه talking of در جمله های نمونه

1. Mr Golding delivered an oblique warning, talking of the danger of sudden action.
[ترجمه ترگمان]آقای گلدینگ در مورد خطر اقدام ناگهانی هشدار مورب داد
[ترجمه گوگل]آقای گلدینگ یک هشدار مبهم ارائه داد که از خطر اقدام ناگهانی صحبت می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Mary is talking of looking for another job.
[ترجمه ترگمان]مری داره دنبال یه شغل دیگه میگرده
[ترجمه گوگل]مریم از دنبال کار دیگری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They spent many beery hours talking of their dreams for the future.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها ساعت‌های متمادی صرف گفتگو درباره رویاهایشان برای آینده کردند
[ترجمه گوگل]آنها ساعت های زیادی را صرف صحبت کردن از رویاهای خود برای آینده صرف کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Talking of Sue, I met her new boyfriend last week.
[ترجمه ترگمان]سو صحبت کردن درباره سو، من هفته پیش دوست پسر جدیدش رو دیدم
[ترجمه گوگل]صحبت از سو، من دوست پسر جدید خود را در هفته گذشته ملاقات کردم
[ترجمه شما] ...

talking of را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی talking of
کلمه : talking of
املای فارسی : تاکینگ اوف
اشتباه تایپی : فشمنهدل خب
عکس talking of : در گوگل

آیا معنی talking of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )